فراگیرسازی

فراگیرسازی به معنای آن است که تمام دانش آموزان، بدون توجه به نوع و شدت ناتوانی باید درکلاس های آموزش همگانی با همسالان شان آموزش ببینند. از دید طرفداران سیاست آموزش فراگیر، کلاس های آموزش استثنایی شکلی ازجداسازی را به وجود می آورند و بنابراین، فراگیرسازی فرصت منحصربه فردی فراهم می کند تا آموزش استثنایی درون چهارچوب گسترده ترآموزش برای همه قرارگیرد. با این حال، مفهوم فراگیر سازی اغلب به درستی تبیین نشده وموارد بسیاری وجود داردکه به نام فراگیرسازی انجام می شود که به دلیل عدم برنامه ریزی وحمایت های لازم به شکست می انجامند. فراگیر سازی توانایی ها و نیازهای گوناگون کودکان ازجمله تفاوت  درشیوه ها و مکان های یادگیری را شناسایی کرده و به آنها پاسخ می دهد. فراگیر سازی این کار را با استفاده از روش های آموزش فردی، برنامه های اختیاری و مواد وکمک های آموزشی مناسب انجام می دهد. وقتی آموزش درکلاس های عادی درنزدیکترین مدرسه به محل زندگی کودک صورت گیرد بر رشد تحصیلی و مهارت های رشدی او تاثیر بیشتری می گذارد. جداسازی ازمحیط کلاس عادی فقط زمانی مجاز است که مدارکی وجو داشته باشدکه آموزش درکلاس عادی همراه خدمات وحمایت اضافی برای رسیدن به نیازهای اجتماعی، هیجانی وآموزشی دانش آموزان به شکست خواهد انجامید. فراگیرسازی تنها قرار دادن دانش آموزان درکلاس عادی نیست. فراگیرسازی با ارنامه ریزی وحمایت مناسب ایجاد می شود. هدف فراگیر سازی تنها زمانی حاصل می شودکه کودکان با دریافت خدمات و حمایت های لازم به عنوان عضوی از کلاس درفعالیت های کلاسی شرکت کنند.

تسهیل گرآموزش فراگیر

به طورآرمانی هنگامی که کودک دارای نیازهای ویژه درکلاس عادی حضورپیدا می کند،گروهی از آموزگاران آموزش ویژه به آموزگارکلاس می پیوندند تا مواد و برنامه ی درسی را تغییردهند و با پرورندان راهبردها به یک یا همه ی دانش آموزان یاری رسانند. این مربیان ممکن است درکلاس به دانش آموزکمک نمایند در فعالیت های کلاسی مشارکت کند یا ممکن است با آموزگارکلاس درباره ی راه های افزایش مشارکت دانش آموز هنگام درس های کلاسی مشورت کنند. این مربیان حرفه ای افزوده شده به کلاس نه تنها به دانش آموز دارای ناتوانی، بلکه به دیگردانش آموزان وآموزگاران نیز همچون کودک دارای ناتوانی سود می رسانند. آموزگاران استثنایی می توانند امکانات و مهارت هایی به کلاس آورندکه آموزش تمام دانش آموزان را تقویت کند.

مسئولیت آموزگارویژه که گاه تسهیل گرفراگیرسازی نامیده می شود حمایت ازآموزگارکلاس است، بنابراین، آموزگارکلاس می تواند به تمام دانش آموزان بهترآموزش دهد. حمایت می تواند تغییر راهبردهای برنامه ی درسی، آموزش همیارانه وساخت وسیله ی کمک آموزشی باشد. برای مثال، تغییردرساختارکلاس ممکن است موجب بداهه گویی بیشتری شود چون برخی دانش آموزان ممکن است ایده هایی را برای دیگران روشن کنند. برای حمایت از آموزگاریا دلنش آموزان، دستیارانی را نیز می توان تعیین نمود. دستیار، اگرچه متخصص خیلی ورزیده ای محسوب نمی شود فردی است که انتظارمی رود قابلیت های مشخصی داشته باشدکه موجب بالا رفتن کیفیت بیشتر وکارآمدتربرنامه ی آموزشی کودکان دارای ناتوانی شود. نقش دستیاراز تسهیل ارتباط بین آموزگارو دانش آموز، یا دانش آموز و همتایانش تا یادداشت برداری از زبان آموزشی اتفاقی برای مطالعه ی بعدی متفاوت است. علاقه مندی به استفاده ازدستیاردربرنامه های آموزش ویژه براساس سه موضوع است: کاستن از وظایف غیرتخصصی آموزگارآموزش ویژه، افزایش کیفیت برنامه ی آموزشی، و روبرو شدن با برخی نیازهای رو به رشد برنامه های آموزش ویژه.

بنابراین، آموزگارکلاس، آموزگاراولیه ی تمام دانش آموزان کلاس است و به تسهیل گرفراگیرسازی و دیگر کارکنان خدمات مرتبط اعتماد می کند تا حمایت های لازم برای موفقیت را فراهم کنند.کارکنان خدمات مرتبط نقش ارزشمندی درحمایت از دانش آموزان وآموزگاران درمدرسه ی فراگیردارند. آنها علاوه برحمایت مستقیم از دانش آموزان باید درمورد چگونگی حمایت ازیک دانش آموزدرتمام محیط ها به آموزگاران، دستیاران کلاس، و والدین مشاوره دهند. آموزگار ویژه به عنوان مشاور، به آموزگارکلاس در رودررویی با نیاز تمام دانش آموزان یاری می رساند بنابراین، هرکودک به خوبی می آموزد ارزشمند و مورد احترام است، و به پیشینه ی تعامل با همتایانش می رسد.             

مزیت های فراگیرسازی

فراگیر سازی نه تنها برای کودکان دارای نیازهای ویژه بلکه برای کودکان سالم، خانواده ها یشان، آموزگاران و جوامع سودمند است. پژوهش ها نشان داده اند که دانش آموزان معمولا به لحاظ اجتماعی و تحصیلی درمحیط های فراگیر عملکرد بهتری دارند.     

فراگیرسازی از راه های گوناگونی به دانش آموزان دارای نیازهای ویژه سود می رساند. هنگامی که کودکان دارای ناتوانی ازجامعه جدا می شوند فرصت های کمتری برای رشد دوستی وجود دارد. محیط فراگیرموجب رشد دوستی هایی خارج از حلقه ی دوستان کودک دارای ناتوانی می شود. به علاوه،کودک دارای ناتوانی می تواند ازهمسالاش که رشد بهنجاردارند، آموزش ببیند. فراگیرسازی با نشان دادن به آنهاکه درکلاس، هرفردی با دیگران متفاوت اما برابراست عزت نفس آنها را بالا می برد. 

فراگیر سازی موجب رشد احساس قدرت درکودکان سالم می شود زیرا آنها توانایی کمک به فرد دیگری را پیدا می کنند. آنها همچنین به لحاظ تحصیلی از آموزش دادن به همتایان شان سود می برند چون اطلاعات را مبادله کرده و به یکدیگرآموزش می دهند. فرصت دادن به کودکان تا دانش آموزان دارای نیازهای ویژه را بشناسند به آنها کمک خواهد کرد نسبت به محدودیت های دیگران حساس شوند. آنها خود را به جای کودکان دیگر می گذارند بنابراین، به دلیل چالش هایی که چنین کودکانی تجربه می کنند نسبت به آنها حسی از احترام پیدا می کنند. فراگیرسازی مهارت های کارگروهی را به آنها آموزش می دهد و به دلیل این که درک بهتر وتحمل بیشتری نسبت به تفاوت ها پیدا می کنند عملکرداجتماعی شان بهبود پیدا می کند. سرانجام، محیط فراگیرمی تواند برای دانش آموزان عادی فرصتی فراهم کند تا نوع کوچکتری ازجامعه ی  فراگیرآینده را تجربه کنند.   

وقتی به کودکان دارای ناتوانی اجازه داده می شود درکلاس های همگانی حضوریابند حس نادیده گرفته شدن ازسوی جامعه دروالدین آنهاکاهش می یابد. درعین حال، حقوقشان نیز برای مشارکت در روند تصمیم گیری آموزش فرزندشان حفظ می شود.

فراگیرسازی برای والدین کودکان سالم هم فرصت های فراهم می کند تا به فرزندانشان دربارة تفاوت های فردی و پذیرش این تفاوت ها آموزش دهند. همچنین، ارتباط آنها را با خانواده های کودک دارای ناتوانی گسترش داده و حساسیت آنان را نسبت به نیازهای این خانواده ها وکودکانشان و درنتیجه یاری رسانی به آنها و جامعه افزایش می دهد.