سلسله مراتب یادگیری ازطریق شنیدن
سلسله مراتب یادگیری ازطریق شنیدن
به عنوان یک انسان ، ما ازشنوایی خود برای مقاصد متفاوتی استفاده می کنیم: درک گفتاردیگران ، داشتن باز برخورد ازگفتارخودمان وکشف محیط پیرامونمان ؛ لذا، سنجش شنوایی ومهارتهای شنیداری نیزمی تواند هر یک ازاین بخشها را بسته به نیازکودک دربرگیرد. این فصل برحیطه اصلی شنوایی یعنی درک گفتارتمرکزدارد.
عوامل موثربریادگیری از راه شنوایی
عواملی که موجب وضوح علائم شنیداری گفتارشوند باید درطول جلسه درمانی وزندگی روزانة کودک به حداکثر رسانده شوند. چهارحیطه وجود دارند که زمینه همکاری بین والدین ومتخصصان را برای ساختن پایه های یادگیری ازطریق شنوایی ، فراهم می آورند:
- استفاده ازسمعک درتمام طول ساعت بیداری شما رامطمئن می سازد که فرصت دریافت تحریکات صوتی از ورودی شنوایی وجود دارد.
- اشکال سمعک یاکاشت حلزون کودک را روزانه با استفاده ازوارسی صوتی و رفتارشنیداری وی رفع کنید. این کارشما مطمئن می سازدکه هرگونه مشکل درخصوص تقویت اصوات گفتاری به سرعت شناسایی شده ، درصورت لزوم ارسال سمعک برای تعمیر، ازسمعک قرضی استفاده می شود. براساس نتایج برخی از پژوهشهای گذشته ، 30% - 50% ازسمعکهای کودکان در روزی که مطالعه انجام می شده است به طور مناسب کارنمی کرده اند. مقداراین درصد برحسب ملاک درنظرگرفته شده برای کارکرد مناسب تفاوت می کند(بس ،1977؛ گیس ولونسبوری ، 1966؛ اسکل ،1976؛ زینک ، 1972). لذا اهمیت اشکال به وسیله والدین ، درمانگرو یا معلم کلاس را نمی توان نادیده گرفت.
- داشتن تولید واضح گفتارتوسط والدین ومتخصصانی که باکودک کارمی کنند ما را ازاین که واضح ترین پیام شنیداری ازطریق سمعک یاکاشت حلزون کودک به وی ارایه می شود، مطمئن می سازد وبه ما اطمینان می بخشد که کودک با سمعک یاکاشت حلزون مطلوب ترین شنوایی را دریافت می کند.
- کاهش سروصدای محیط ، تجربه شنیداری کودک را بهبود می بخشد.
اصول یادگیری ازطریق شنوایی
اگرچه سلسله مراتبی ازمهارتهای شنیداری که برای تمام کودکان مناسب باشد وجود ندارد ، تهیه اهداف و جهت گیری کلی برای یادگیری ازطریق شنیدن ضروری است. کودک دارای آسیب شنوایی، ورودی ناقص وکاهش یافته ای را ازابتدای یادگیری زبان دریافت می کند. یک کودک دارای نقص شنوایی حسی – عصبی، حتی با تقویت کننده ، معمولا اطلاعات شنوایی کمتراز حد مطلوب را دریافت می کند. غالبِِِِا کودکی با کم شنوایی عمیق ، مجبوراست به گفتاری گوش دهدکه فقط 15-10 دسی بل بالاتراز سطحی است که می تواند اصوات را کشف کند وعلائم گفتاری تقویت شده نیزاحتمالا دستخوش اعوجاج هستند ، به ویژه درشرایط پر سروصدا ، شدت اعوجاج با میزان ، شکل ، سبب شناسی ونوع کم شنوایی ازفردی به فرد دیگرتغییرمی کند.
درمحدوده شنوایی ، چهارسطح ازمهارتهای شنیداری که متوالی هستند وبا هم همپوشانی دارند وجود دارد ؛ این سطوح عبارتند از:
کشف: توانایی پاسخ به وجود یا عدم وجود صوت است ؛ لذاکودک یاد می گیرد به وجود صوت پاسخ داده ، به آن توجه نماید وهنگامی که صدایی نیست پاسخ ندهد.
تمایزگذاری: توانایی دریافت تشابهات وتفاوته ای بین دو یا چند محرک گفتاری است.کودک یاد می گیرد به تفاوتهای بین صداها توجه کند ویا این که به صداهای مختلف پاسخهای متفاوت بدهد.
شناسایی/ بازشناسی: توانایی تولید مجدد یک محرک گفتاری ازطریق نامیدن یا شناسایی به واسطه اشاره کردن به تصویر، نوشتن یا تکرارگفتارشنیده شده است.
درک: توانایی فهم معنی ومفهوم گفتاربا پاسخ دادن به سؤالات ، پیگیری دستورات ، عبارت بندی جدید جملات یا شرکت دریک محاوره است. دراین سطح ازمهارت شنیداری ، پاسخ کودک یاید با محرک ارائه شده تفاوت کیفی داشته باشد( اربر، 1977).
مهارتهای شنیداری
سازماندهی فعالیتهای شنیداری توضیح داده شده دراین بخش،براساس افزایش درجه دشواری شنیداری ازکشف تا درک صورت گرفته است. این طورنیست که تمام کودکان دچارنقض شنوایی به چنین ارائه سیستماتیکی از فعالیتهای شنیداری احتیاج داشته باشند. کودکان سنین مدرسه باکم شنوایی ملایم ومتوسط ممکن است مهارت گوش دادن بسیارعالی را ازطریق تعامل زبانی طبیعی با همسالان خود به دست بیاورند وممکن است ازطریق تمرکز برآموختن راهبردها بهره بیشتری ببرند(ادواردز،1991). کودکانی باکم شنوایی ملایم ومتوسط که اخیرا شناسایی شده اند وکودکان دچارکم شنوایی شدید وعمیق حسی– عصبی ازتمرکز برفعالیتهای شنیداری خاص بهره بیشتری می برند.
(برنامه درمان شنیداری – کلامی مرکزپیش دبستانی امام رضابرروش اخیریعنی تلفیق شنوایی با بازی و فعالیتهای کودکانه معنی دارمتمرکز است.)
طبیعتا انتظارمی رود دروندادهای زبان شناختی درمحیط زندگی روزمره ازمسیرهای شنوایی وبینایی دریافت شوند. به هرحال درجلسه درمانی درمانگر می خواهد تجربیات نظام مند وموفق را با استفاده از شنوایی صرف ایجاد کند؛ لذاکودک قادرخواهد بود تحت شرایط نامناسب شنیداری که میزان صدای محیط روزمره کم است(گفتاردرسروصدا، شنیدن از راه دور، گفتارزیرلبی) ازبیشترین علائم شنیداری درترکیب باسایرعلائم بصری استفاده نماید. غالب فعالیتهای شنیداری تشریح شده درفصل بعدیک کتاب تحت عنوان برنامه آموزشی مهارتهای شنیداری نام گذاری شده اند(1976) ونویسندگان مناسب سازیها وتعدیلهایی را اعمال کرده اند.
سلسله مراتب (سطوح) مهارتهای شنیداری
I کشف:
- پاسخهای بازی شرطی شده.
- پاسخهای خودانگیخته نسبت به اصوات هشداردهنده.
II تمایزگذاری
III شناسایی:
ویژگیهای زبرزنجیره ای گفتار:
- بلندی وزیربمی.
- اصوات مربوط به حالتهای عصبانیت وناراحتی.
- صدای مرد، زن وکودک.
ویژگیهای زنجیره ای گفتار:
- کلمات با توجه به اصوات آغازین آنها.
- کلماتی ازنظرتعداد سیلابها متفاوت هستند.
- کلمات یک سیلابی که واکه ها وهمخوانهای متفاوت دارتد.
- کلماتی که واکه آنها ثابت وهمخوان آنها ازنظرشیوه ، جایگاه و واکداری متفاوت هستند.
- دوجزء اساسی عبارتها.
- بازخورد شنوایی از اجزای زنجیره ای گفتار(واکه ها وهمخوانها).
IV درک:
- یک جمله امری/ دوجمله امری.
- رعایت ترتیب دراجرای سه دستور(جمله امری).
- جملات امری مرکب (چند بخشی).
- مرتب کردن ترتیب سه واقعه دریک داستان.
- پاسخ به سؤالات مربوط به یک داستان: مجموعه پرسروصدا.
- واژهآوا (نام آوا)
کشف
کشف صدا اولین گام ضروری وآشکاردریادگیری گوش دادن است. هنگامی که کودک به تازگی سمعک دریافت کرده است ، شواهد اولیه مفید بودن سمعک ، معمولا وقوع تغییراتی درپاسخهای هشداردهنده شرطی شدة خودانگیخته وافزایش درمیزان صداسازی است.
آگاهی اعضای تیم مدیریت شنوایی ازاستانه های تقویت شده ونشدة کودک ، درارزیابییهای شنوایی شناسی مهم است. این اطلاعات پیشگویی کننده باارزشی ازتونایی کشف ، شناسایی ودرک محرک صوتی هستند. اگر چه تجربه کردن کشف انواع صدا اهمیت دارد، اماکودکان به تجربه ناموفق فعالیتهای گوش دادنی اصواتی که قادربه کشف آنها نیستند، نیازی ندارند.
پاسخهای بازی شرطی شده
درپاسخهای شرطی شده بازی که دردستورالعمل ارزیابی شنوایی شناسایی ازآنها اطفال استفاده می شود، باید کودک عملی را برمبنای گوش دادن به صدا انجام دهد. ممکن است عمل مورد نظر، قراردادن یک قطعه در سبدیا سطل یا انداختن حلقه هایی درون یک استوانه ویا قراردادن عروسک پلاستیکی درسطل آب ویا گذاشتن استوانه ها درصفحه ای باشدکه دارای جاسازی برای هریک ازاستوانها با اندازه نظیرخودش یا هرپاسخ بازی تکراری دیگری، است. ابتدا فعالیت برای کودک نمایش داده می شود. صدا ارائه می شود، درمانگردست کودک را جهت انجام عمل هدایت ودرخاتمه کودک را تشویق می کند. بعد از6 تا10 ارائه که زمان آن به صورت تصادفی تغییرمی کند ودرمانگرکودک راکمک می نماید، او تشویق می شود که عمل را به تنهایی انجام دهد.
یاد دادن پاسخ شرطی شده بازی دوهدف را درنظردارد، تثبیت کردن پاسخهای شرطی کودک به صدا ومشاهده تغییرات پاسخدهی کودک به تکالیف کشف. هدف دوم می تواندهشدارنسبت به سوء عملکرد گوش میانی و کاهش موقت سطوح شنوایی، سود عملکرد سمعک، تغییرمختصات اکوستیکی قالب وگاهی نیزعلامتی از تغییرات دائمی آستانه های شنوایی وکم شنوایی پیشرونده باشد.
آزمون 6 صدایی لینگ (آ)/a/، (او)/u/، (ای)/i/، (ش)/ss/، (س)/s/، (م)/m/ می تواند به عنوان محرک گفتاری برای آموزش مهارتهای کشف به کار رود. به منظوراجتناب ازپاسخهای منظم کاذب به الگوی زمانی ثابت، درتکلیف ارائه شده فاصله وترتیب ارائه اصوات باید اتفاقی باشد. بیشترکودکان ازنظرشناختی فقط وقتی حدود2 سال یا بالاترازآن دارند آمادگی ارائه پاسخهای شرطی بازی را دارند، اگرچه تعدادکمی ازکودکان در سن 18 تا 24 ماهگی دراین کارماهرمی شوند.
برای افزایش انگیزه کودک درطول اجرای تکالیف پاسخهای شرطی کشف، والدین یا درمانگران خلاق ممکن است ازخمیربازی، بازیهای آبی، پایین آوردن ماشین اسباب بازی ازیک سطح شیب دار، یا بطری محتوی آب رنگین، که کودک می تواند آن را بچکاند به عنوان مشوق استفاده کنند.
پاسخهای خود انگیخته به اصوات هشداردهنده
امکان مشاهده رفتارهای خودانگیخته متنوعی درپاسخ به صدا، شامل جستجوی صدا، گردش چشم یا سربه طرف صدا، توقف فعالیتی که درحال انجام آن است، ساکت شدن، بازتاب جهشی وصداسازی وجود دارد. تلاشهای اولیه برای شرطی شدن پاسخها است، ولی هدف غایی استفاده خود به خودی ازشنوایی درطول روزاست.
درطول جلسه درمانی، والدین یا درمانگر اصوات گوناگونی (مثل یک ساعت شماطه دار) را بدون اطلاع کودک ارائه می کنند. چنانچه کودک بدون اطلاع قبلی ازصدا آگاه نشود، آنهاکودک را به جستجوی صدا ترغیب خواهندکرد. والدین ودرمانگران به ایجاد چنین تجربیاتی با استفاده ازاصوات مرتبط با محیط کودک ترغیب شده اند. بروزبرخی ازپاسخهای خودانگیخته به اصوات، قبل ازشروع سطوح دیگرسلسله مراتب فعالیتها الزامی است.
تمایزگذاری
فعالیتهای تمایزگذاری شامل تکالیف مشابه- متفاوت هستند ،که دروهله اول برای توضیح وتشریح اشتباهات شناسایی ودرک محرک گفتاری ازآنها استفاده می شود؛ ازاین رو، درمانگرتمایل داردبه منظوراصلاح این اشتباهات مجددا به فعالیتهای تمایزگذاری رجوع کند؛ البته نه به عنوان یکی ازگامهای متوالی وصعودی که بین مهارتهای کشف و شناسایی قراردارد. برای مثال هنگامی که کودکی دارای مشکل تمایزگذاری علامت مفرد و جمع (در زبان انگلیسی) است وdogs ، dog و را با هم اشتباه می کند، ممکن است درمانگرجفتهایی از این دو کلمه را به کودک بگوید تا مشخص کند آیا کلمات مشابه بوده اند یا متفاوت (dog ، dog، dogs. dog ، dogs ، dogs) چنانچه کودک قادربه تعیین مشابه یا متفاوت بودن جفت کلمات نباشد و(ِs) برای او قابل شنیدن باشد، فعالیتهای تمایزگذاری کلماتی که علامت جمع "s" را دارند ممکن است مفید باشد.
منبع : آموزش شنیداری کلامی ترجمه ناصراکبرلو.
با سلام