بررسی مشارکت فعال والدین و حضور ( مادر) درکلاس پیش دبستانی ناشنوا
روش شنوایی – کلامی عبارتست از کاربرد و راهبری فناوری ، راهبردها و تکنیکهای مختلف برای آموزش مهارتهای گوش دادن و درک گفتار به منظور برقراری ارتباط از طریق گفتار درکودکان کم شنوا. این روش یک روش تشخیصی است که در هر جلسه آن ، پیشرفت کودک و خانواده اش مورد ارزیابی قرارمی گیرد.
کودکان با استفاده از شنوایی تقویت شده یاد می گیرند که به صدای خود و صدای دیگران و اصوات محیطی به منظوردرک وتولید گفتارمعنی دارگوش دهند. همچنین این روش به تبعیت از مراحل رشد طبیعی زبان گفتاردرآموزش ، معتقد است. والدین ومربی به کودک کمک می کنند تا مهارتهای شنوایی ، زبان و گفتارخود بخودی ، با شخصیت کودک تلفیق شود.
چهار سال اول زندگی کودک سالهای طلایی یادگیری اوست در طی این سالها شخصیت کودک با تقلید شکل می گیرد و توانایی وی برای آموزشهای بعدی تعیین می شود.
یادگیری گفتارو زبان نیز در طی این سالها صورت می گیرد. یادگیری کودک بستگی زیادی به مدارج تحصیلی والدین ندارد ، بلکه به عشق وحمایت ازکودک و درک آنان ازموقعیت او دارد.
کودکان کم شنوا برای یادگیری هرچه بیشترارتباط ، زبان و گفتارنیازمبرمی به حمایت ودرک والدین خود دارند. هر چه اطلاعات وآگاهی والدین از موقعیت کودک خود بیشتر باشد ، بهتر می توانند در راه یادگیری مهارتهای اصلی زندگی مثل برقراری ارتباط کلامی به او کمک کنند.
مشارکت والدین سنگ بنای روش شنوایی – کلامی است. هیچ مربی معمولا نمی تواند زمان یا برآوردی از میزان تجربه شنیداری معنی واری که والدین می توانند برای کودک فراهم نمایند ، ارائه کند.
با مشارکت والدین دربرنامه های آموزشی و حضورموثرآنان درکلاس به رشد مطلوب کودکان کم شنوا کمک می کنیم. والدینی که خود را مسئول اصلی رشد ارتباطی فرزندشان می دانند ، موفق تر ازآنهایی هستند که مربیان و متخصصان را مسئول اصلی رشد زبان گفتاری فرزندشان می دانند.
2- معرفی مختصرفعالیت ، تجربه و خلاقیت
طی جلسه ای که برای مادران برگزار می شود آنان را با رویکرد شنوایی – کلامی که دربرنامه های آموزشی کلاس اجرا می گردد آشنا کرده و ضرورت حضورآنان درکلاس توضیح داده می شود ، سپس با برنامه ریزی و هماهنگی با مادران روزهای حضورآنان درکلاس تعیین می گردد.مادران موظف می شوندکه درروزهای تعیین شده درکلاس حضور یابند و با روشهای آموزشی کلاس آشنا شوند.
آنها می آموزند که باید از هرتجربه ای به عنوان یک فرصت زبانی استفاده کنند و دیگران را نیز تشویق به انجام چنین رفتارهایی نمایند. دراین روند والدین ، اصلی ترین حامی کودک محسوب شده و به دیگران می آموزند که کودک آنها << می تواند >>. چنین والدینی انتظاردارندکه کودکشان دردنیای شنواها زندگی کرده وکم شنوایی، کمترین تاثیرممکن را برزندگی اجتماعی وی بگذارد.
والدین با حضوردرکلاس یاد می گیرند که فعالیتهای آموزشی را درتمامی موقعیتهای زندگی روزمره نیز به کاربرند تا کودک تبدیل به یک شنونده فعال شود. همچنین می آموزند که از تمامی این اتفاقات به عنوان یک فعالیت گوش دادن استفاده کنند و هیچ فرصتی را برای جلب توجه کودک نسبت به صداها از دست نمی دهند و سعی می کنند که معانی را به صداها متصل نمایند و نتیجه چنین فعالیتهایی ، کودکی است که علیرغم کم شنوایی ، قادربه گوش دادن است.
آنها می آموزند که چگونه اولین الگوهای زبانی فرزندشان باشند و ازهرفرصتی برای یادگیری زبان استفاده می کنند و نتیجه چنین تلاشی ، فرزندی است که می تواند گوش بدهد و صحبت کند.
توماس آرمسترانگ درکتاب << نبوغ کودک خود را بیدار کنید. >> می نویسد: 95 درصد یادگیری کودک در زندگی ، درمنزل اتفاق می افتد. اکثریادگیری های مهم کودک به شکل ضمنی و اتفاقی صورت می گیرد.
یادگیری زبانی کودکان حین فعالیتهای عادی روزمره مانند صحبت کردن ، گوش دادن ، بازی کردن ، آوازخواندن و غیره صورت می گیرد. والدین با حضوردرکلاس می توانند از طریق راهنمایی های مربی ، این یادگیری درمنزل را به شکل موثرتری تسهیل کنند.
موقعیتهای طبیعی و روزمره زندگی ، بهترین ابزارهای تحریک و تقویت گوش دادن برای یادگیری زبان و گفتار است. بدین منظورمی توان ازتمامی موقعیتهای ممکن مانند غذاخوردن ، لباس پوشیدن ، نقاشی کردن ، بازی کردن ، حمام کردن ، ..... برای تحریک حس شنوایی استفاده کرد.
والدین با حضور در کلاس می آموزند که چگونه اهداف آموزشی روش AVT را اجرا کنند و با مشارکت فعال خود در زمینه های ذیل دستیابی به اهداف عالی AVT را تسهیل نمایند:
- والدین به عنوان اولین الگوهای آموزشی کودک برای تحریک گفتار، زبان و فعالیتهای ارتباطی وی در منزل هستند.
- طراحی راهبردهای مختلف برای گنجاندن آموزش مهارتهای گوش دادن ، صحبت کردن و ارتباط درطی تجربه ها و فعالیتهای روزمره کودک
- مشارکت در روند آموزش به عنوان اصلی ترین فرد
- دادن اطلاعات راجع به توانایی ها و علایق کودک
- توسعه تکنیکهای مدیریت رفتاری مناسب
- ثبت پیشرفتهای کودک و بحث راجع به نحوه پیشرفت
- کسب مهارتهای لازم در فرآیند ارتباطی والد- کودک
- تصمیم گیری آگاهانه
از جمله نکات بسیار ضروری که والدین با حضور خود درکلاس از مربی می آموزند ، بردباری و شکیبایی است. مطمئنا روند آموزش و توانبخشی کودک کم شنوا فرآیندی طولانی مدت خواهد بود و نیاز به جلسات و ارزیابی های پی در پی دارد. والدین با حضور درکلاس و درکنار مربی می آموزند که صبور باشند. یادگیری گوش دادن و کسب گفتار و زبان یک اتفاق ساده نیست ، بلکه فرآیندی پیوسته و طولانی است که نیاز به آموزش مداوم و پیگیرانه دارد. والدین با حضور درکلاس می آموزند که توقعات واقع بینانه از موفقیت برنامه های آموزشی و توانبخشی داشته باشند. در نهایت باید گفت که در صورت مساعد بودن عوامل تاثیرگذار بر روند توانبخشی و مشارکت صمیمانه و حضور فعالانه والدین در روند آموزش ، می تواند تجربه گوش دادن موفقیت آمیز و مطلوب را به عنوان بخشی اساسی از زندگی کودک کم شنوا فراهم کرد.
3- بیان چالشها و مشکلات برنامه مذکور( شامل فرصتها ، موانع ، تهدید ها )
والدینی که دارای کودک دچار نقص شنوایی می شوند ، تصادفا به واقعیتی برمی خورند که با وضعیت داشتن فرزندی سالم و طبیعی تفاوت دارد. آنها دچار سردرگمی ، عصبانیت ، ناامیدی ، عجز و ناتوانی همراه با یک غم همیشگی می شوند و این مسئله همواره تردید آنها را برای حضور درکلاس به همراه دارد که آیا کاردرستی انجام می دهند. اگراین روش نتیجه ندهد و مجبور باشند دوباره شروع کنند چه می شود؟
از طرف دیگر دوستان ، خویشان ، غریبه ها و سایر والدین ممکن است آنها را از حضوردرکلاس دلسرد کنند و با بیان مسائلی از قبیل: حضور تو درکلاس معنی ندارد ، تو باید به کار خانه داری بپردازی ، همسر بیچاره تو چه می کشد از این که تو در منزل حضور نداری؟ .... حتی گاهی اتفاق می افتد که پدر کودک به مادر اجازه حضور در کلاس را نمی دهد و او را از این کار باز می دارد و همدل نبودن والدین در این مورد باعث بحث و حتی در مواردی اختلافات خانوادگی می شود.
در مورد والدینی که هر دو شاغل می باشند نیز مشکل عدم حضور درکلاس و استفاده از برنامه های آموزش وجود دارد.
تصور و دیدگاه والدین از حضور درکلاس به درستی شکل نگرفته است و آنان خود را به عنوان افرادی کاملا ناشی در برنامه های آموزش می شناسند و همواره احساس تنهایی و بی یاوری دارند. و این امر باعث می شود که از مربی انتظار بیشتری داشته باشند. و چه بسا در برخی موارد از قبول مسئولیت کودکشان شانه خالی می کنند.
در برخی موارد مشاهده می شود که حضور مادر فعال نیست و حتی با بیان مطالبی خارج از چارچوب مسائل آموزشی وقت کلاس را می گیرد. این مسئله در مورد والدینی که سواد ندارند بیشتر دیده می شود. و این امر باعث می شود که آنها تعامل مناسبی با مربیان نداشته باشند. و دیدگاههایی از این قبیل در مورد مربی داشته باشند:
- آنها سوالات ما را پاسخ نمی دهند.
- آنها به حرفهای ما گوس نمی کنند.
- آنها برای کمک ما وقت نمی گذارند.
- آنها با ما طرز خاصی صحبت می کنند.
- آنها به ما اطلاعات نمی دهند.
- آنها در مورد رفتارکودک آنطور که ما فکر می کنیم ، نمی اندیشند.
- آنها از ما نظر نمی خواهند.
گاهی انتظارات والدین غیر واقع بینانه یا خیلی بالا هستند و این یکی از علل تعارض بین آنها و بیان است.
عدم اعتماد به نفس و یا پایین بودن احساس اعتماد به خود ، دراکثر مادران مشاهده می شود و این امر مانع از حضور فعال و مشارکت موثر درکلاس می گردد و همواره آنها از این که شاید اشتباه کنند از بیان نظرات و یا حتی پرسیدن سوال از مربی ترس دارند و یا خجالت می کشند.
گاهی نیز مشاهده می شود که حضور مادر، درکلاس باعث بروز رفتارهایی از قبیل لجبازی ، لوسی ، .... درکودک شود و این امر در روند یادگیری و آموزش تاثیر می گذارد.
در این قسمت تا حدودی به بیان موانع و مشکلات برنامه پرداخته شد و حال این که با طراحی و برنامه ریزی منظم می توان هر یک از این موانع را از سر راه برداشت و در مسیر پیشرفت حرکت کرد.
برای هر کدام از این چالشها راه حل هایی وجود دارد که در ارائه راهکارها عنوان می گردد.
آنچه مسلم است حضور فعال مادر، درکلاس ( نه فقط حضور فیزیکی ) بر رشد و تعالی کودکان تاثیر بسزایی دارد. البته باید توجه کرد که این حضور درسالهای پیش دبستانی کودکان لازم و ضروری است و درسالهای پیش دبستانی کودکان لازم و ضروری است و در سالهای بعد والدین می توانند با ارتباط غیر حضوری با مدرسه و مربیان و معلمان ضرورت برقراری ارتباط نزدیکتر با مدرسه را احساس می نمایند درکلاس حضور پیدا کند.
اما در سالهای اولیه زندگی و در سنین مهدکودک و پیش دبستانی این ارتباط حتما باید به صورت مستمر و مداوم و با حضور فعال درکلاس صورت گیرد ، تا این که مادر باروشها و بازیها و محاورات کلاسی آشنا گردد و بتواند از آنها در منزل در امر آموزش غیر مستقیم فرزندش استفاده کند.
4- ارائه راهکارها و نتیجه گیری با ذکر زمان و محل اجرا
در زمینه تردید والدین از این که علیرغم حضور درکلاس ممکن است نتیجه لازم را نگیرد می توانیم آنها را با خانواده هایی که از این روش استفاده کرده اند و موفق بوده اند آشنا کنیم. این آشنایی باعث می شود که آنها با انگیزه بیشتری درکلاس حضور داشته باشند. در واقع آنها می آموزند که آنچه انجام می دهند ، آموزش زبان می باشد و در تمام روشهای ارتباطی به زبان نیاز است.
در برابر دوستان ، خویشان ، غریبه ها و سایر والدینی که با این روش آشنا نمی باشند ، و حضور مادران درکلاس را عبث و بیهوده می دانند ، همواره باید هوشیار بود که آنچه انجام می دهیم همیشه مورد تایید دیگران نیست و چنانچه خود مادر از حضور درکلاس استفاده مفید ببرد و مطالب و روشهای مورد استفاده برای او ساده و قابل اجرا و کاربردی باشد همواره به او این احساس را خواهد داد که این روش برای فرزند من صحیح ترین است و پیامدهای مثبت آن در زندگی کودک و خانواده ام مشاهده می شود.
در زمینه بروز اختلافات خانوادگی در مورد حضور مادر، درکلاس همواره باید در نظر داشت که والدین کودکان آسیب دیده شنوایی رویاهایی مشابه با رویاهای والدین یک کودک طبیعی برای فرزندشان دارند. تشخیص کم شنوایی می تواند ترسناک باشد وبسیاری از والدین یک حالت شوک را تجربه می کنند. این وضغیت می تواند با توصیه های مغشوش کنند ، برخی متخصصان ، خانواده ، اقوام و دوستان پیچیده تر شود. در این خودباوری ، به اطلاعات و مشاوره منطقی نیاز دارند ، که می توان با دعوت از آنها در جلسات مشاوره فردی و گروهی مدرسه آنها را به این دیدگاه منطقی نزدیکترکنیم.
بیشتر والدین کودکان دچار آسیب شنوایی فقط می خواهند فعالانه و بلافاصله بر مبنای احساسات کاری را انجام داده باشند. ممکن است آنها در مورد عدم توانایی فرزندشان برای برقراری ارتباط موثر با این که یاد نمی گیرد صحبت کند و این که صحبتهای او توسط دیگران فهمیده نمی شود بسیار نگران باشند. جزء مشترک و مثبت والد بودن عشق ، محبت ، رابطه و درک است. حتی زمانی که والدین با فرایند تلخ و ملموس تشخیص مواجه می شوند ، آنها باید در همان زمان شروع به جستجو و یافتن اطلاعات نمایند ، که این امر با مشاوره خوب امکان پذیر است.
در طول جلسات آموزشی و حضور مادر، درکلاس همواره باید براین نکته تاکید شود که کلاس یک محیط ساختگی و از پیش سازمان یافته است که در آنجا می توانیم فنون آموزش را اجرا و ارزیابی کرده و برپیشرفت آن نظارت کنیم ، درحالی که بیشترین یادگیری فعال در خانه و جامعه اتفاق می اقتد. صبور و خوشبین باقی ماندن والدین نسبت به پیشرفت کودک درگوش دادن ، زبان و گفتار بسیار مهم است. با حمایت و راهنمایی مربی و اولیاء مدرسه ، والدین یاد می گیرند تا با خودشان صادق باشند و تغییرات رفتار را ببینند و محیط شادی را فراهم کنند که یادگیری از طریق شنیدن فقط بخشی از آن است.
در مورد کودکانی که والدین آنها هر دو شاغل هستند که البته در این مرکزآموزشی به ندرت پیش آمده ، اما هست می توان از والدین خواست که حداقل در جلسات آموزش خانواده حتما حضور یابند و جلسات را در ساعاتی که آنها بتوانند بیایند برگزار نمود ، و در این جلسات برنامه آموزشی کلاس را به صورت مدون و به طوری که گام به گام طراحی شده باشد در اختیار آنان قرار داد و همچنین اگر پیشرفت لازم درکودک مشاهده نشد ، حتما از مادر خواسته شود که از مرخصی جهت حضور درکلاس حداقل 2 بار در ماه استفاده نماید. همچنین می توان از دیگر اعضاء خانواده که در ارتباط با کودک می باشند خواست تا درکلاس حضور یابند. برای مثال من در کلاسم در برخی موارد از حضور خواهر ، خاله ، مادربزرگ ، .... استفاده نموده ام ، که تا حدودی موثر واقع گردید.
اکثر والدین با دریافت مشاوره خوب به این تجربه می رسند که باید خودشان را کاملا با شرلیط تطبیق دهند. در ابتدا آنها به طور نهانی در دل امیدوارند که تمام اینها یک اشتباه بزرگ باشد و به جستجوی راههای جدید می پردازند و این فرایند به آنها فرصت بازسازی شدن پس از تشخیص را می دهد. انکار زمان لازم برای ترمیم ، بازسازس و سرپا ماندن را برایشان فراهم می سازد. آنها گامهایی را برای یافتن جایگزینها و پاسخها برمی دارند و همین جستجو تسهیل پذیرش و سازگاری کمک می کند و باعث می شود که احساس کنند تا اندازه ای توانایی کنترل زندگی را به دست آورده اند. مربی باید آگاه باشد که برداشت غیر منصفانه ای از جستجوی والدین نکند و به آنها برچسب بی ثباتی نزند.
والدین مراحل مختلفی از یاس و درجات متفاوتی از احساس گناه را تجربه می کنند و به طور ناخودآگاه به دنبال به دست آوردن بهترین خدمات برای کودکشان می باشند ، و همین امر باعث می شود که خود را افرادی ناشی در وادی نقص شنوایی ببینند و با این واقعیت روبرو می شوند که باید چیزهای زیادی یاد بگیرند.
در همان سالهای اولیه بسیاری از والدین می فهمند نباید دنبال کسی باشند ، که مسئولیت آنها را به عهده بگیرد. شرکت در جلسات کلاسی می تواند از نظر روانی فرساینده باشد ، اما غالبا آنها یاد می گیرند که در مسیر و راه و روش شخصی خود بر وضعیت زندگیشان مسلط گردند و به تدریج به وضعیت طبیعی برگردند. مربی خوب باید ارزش و اهمیت دیدگاههای والدین را درک کند و آنها را تشویق نماید.
این مسئولیت مربیان است که به صورت تخصصی عمل کنند. برخی از والدین به دلیل حضور ضعیف و دیر حاضر شدنشان در جلسات کلاسی و یا پیگیری نکردن کارهای لازم مقصرند. این امر می تواند مربی مربوطه را مستاصل کند. مربی خوب ، از برخوردها آنها تلاش می کند. کودک نمی تواند خارج از بافت خانواده و به تنهایی پیشرفت کند و مربی خوب به این امر واقف است و از هنر خود در جهت برقراری ارتباط موثر با والدین و پذیرش این واقعیت که مسئولیت پیشرفت فرزندشان مستقیما بردوش آنهاست ، بهره می جوید.
زمانی که آنها این واقعیت را لمس کنند به صورت موثرتری در بحثهای کلاسی شرکت می کنند تا خدمات لازم برای نیاز های کودکشان را به دست آورند و از سئوال کردن و بیان نظرات خود خجالت نکشند.
مادران درکلاس یاد می گیرند که شنونده فعالی باشند و فکرشان باز باشد. شکایت کردن آسان است. صحبت کردن و تبادل اطلاعات یک ارتباط دو طرفه است. اغلب آنها به این واقعیت می رسند که اگر ما به حرفهای مربی گوش نکنیم چگونه می توانیم از او انتظار داشته باشیم تا به حرفهای ما گوش کند.
والدین با حضور درکلاس و یادداشت برداری از پیشرفت وضعیت فرزندشان به تقویت بنیه جسمانی و روانی خود کمک می کنند. این یادداشتها آنها را که معمولا در طول زمان به چشم نمی آید ، به آنها یادآوری می کند و باعث تقویت اعتماد به نفس آنها می شود. در مورد والدینی که حضورشان لجبازی فرزندشان را به همراه دارد می توان از حضور درکلاس دیگری که برنامه آموزشی مشابه کلاس فرزندشان را دارد استفاده کرد.
حضور فعال درکلاس یعنی این که باید تکالیف منزل را انجام داده باشند و با تهیه فهرستی از شوالات در زمینه مسائل آموزشی مطرح شده درکلاس ، با آمادگی بیشتری درکلاس حاضر شوند و از پرسیدن سوالات آموزشی خود ترسی نداشته باشند. البته باید هوشیار بود که آنها هیچوقت از مسیر اصلی آموزش منحرف نشوند و از بیراهه رفتن درکلاس و در نتیجه خارج شدن از زمان بندی کلاسی جلوگیری نمود.
نتیجه
همکاری بین والدین و مربیان و حضور فعال آنان درکلاس ثمرات بسیاری دارد. آنچه در آغاز برای خانواده پدیده ای منفی و دشوار بود ، به تدریج مثبت می شود. از آنجا که احتیاج ، مادر ابتکار است ، خانواده ها همچنان رشد می کنند که قابل پیش بینی نیست. آنها متکی به خود ، همدل تر و محکم تر می شوند و مهارتهای جدید و فنون حل مسئاله را یاد می گیرند. آنها به عنوان والد یاد می گیرند که در شرایط مشکل ، قدرت سازگاری داشته باشند. به نظر من والدین خوب نقش خود را به طور خودکار و نه به عنوان یک شغل انجام می دهند.
هدف ما رسیدن کودک به استقلال است. مطمئنا داشتن یک کودک معلول ، والدین را به ایفای این نقش ملزم می نماید. آنها ورود به دنیای ناشنوایان را خودشان انتخاب نکرده اند و این مسئله به آنها تحمیل گردیده ، اما آنها به عنوان اولین مرجع فرزندشان یاد می گیرند که حمایت موثری داشته باشند و در این مسیر در یک رابطه همکاری موثر و احترام آمیز با مربیان قرار می گیرند.
به منظور ارائه یک برنامه موفقیت آمیز و دلسوزانه برای کودک دچار نقص شنوایی ، اتحاد واقعی بین والدین و مربیان ضروری است. والدین باید به عنوان بازیکنان خط مقدم این تیم در نظر گرفته شوند ، زیرا مسئولیت نهایی آینده کودک به عهده آنهاست. اگر چه در برخی موارد یک فاصله ارتباطی بین برخی از مربیان و والدین وجود دارد اما این فاصله ارتباطی بین برخی از مربیان و والدین وجود دارد اما این فاصله مربوط به روش است نه هدف. با طراحی ابتکاری توام والدین و مربیان ، براین فاصله می توان پل زد و خطوط ارتباطی را باز نگه داشت. والدین و مربیان هر دو می خواهند که کودک موفق شود.
رابطه مثبت والدین و مربیان فقط با تبادل و مشارکت در اطلاعات ، احساسات ، نگرشها و ارزشها به دست می آید. صداقت ، یکپارچگی ، خلاقیت ، ابتکارات ، در نظر گرفتن تفاوتهای فردی ، مسئولیت پذیری و پاسخگویی اجزا براساسیایجاد چنین رابطه ای هستند. حضور مادران در کلاس های مهد کودک و پیش دبستانی به ایجاد چنین رابطه ای کمک می کند. او درکلاس به این واقعیت مهم می رسد که اولین و مهمترین معلم فرزندش ، خود اوست ، و محیط خانه پر از فرصتهای یادگیری است. در خانه فعالیتهای بیشماری انجام می گیرد که محیط غنی برای یادگیری کودک است. خانه بخش بزرگی از دنیای کودک است ، که مملو از فرصتهایی برای یادگرفتن است. مادر با حضورش درکلاس یاد می گیرد که چگونه از این فرصتها استفاده کند و آموزشهایش را درکارهای روزانه بگنجاند به طوری که کودک بندرت متوجه می شود که تحت تعلیم است.
برنامه حضور فعال مادران درکلاسهای مهد و پیش دبستانی در طول یک سال تحصیلی و در مرکز پیش دبستانی ناشنوایان قابل اجرا می باشد. همواره باید توجه داشت که ما از حضور و مشارکت فعال درکلاس صحبت کردیم که در رویکرد AVT امری اجتناب ناپذیر است. بنابراین مربیان باید تمهیدات لازم را جهت حضور فعال مادران با برنامه ریزی مدون فراهم نمایند.
با سلام