عوامل مؤثر در بازی کودکان

عوامل متعددی در بازی کودکان تأثیر دارد که مهمترین آنها عبارت اند ازسن، جنس، هوش و محیط.

تأثیر سن

کودک در هر سنی، بازی ویژه ای را می پسندد. مثلاً او در همان روزهای نخست تولد، به لگد زدن و حرکت دادن دست ها علاقه دارد. او از این که باد در گلو اندازد و از حنجره و دهان صدا خارج کند و لب ها را به حرکت در آورد، لذت می برد. کمی که بزرگتر می شود، اطرافیان با او بازی می کنند و مثلاً صورت خود را با دست هایشان می پوشانند و سپس آنها را بر می دارند و می گویند «دالّی» که این کار موجب شادمانی و لذت کودک می شود.

الگوی بازی کودکان در سال های اولیه کودکی، نشانه تغییر رشدی آنان است. کودک خردسال بیشتر به بازی انفرادی نیاز دارد که بعداً با بازی موازی دنبال می شود؛ یعنی دو کودک در کنار هم و نه با یکدیگر به بازی می پردازند. آنان ممکن است از یک وسیله نیز استفاده کنند، ولی مستقل از یکدیگر و بدون ارتباط زیاد با هم به کار و بازی بپردازند.

کودکان سه تا چهار ساله، بیشتر به بازی ارتباطی می پردازند. یعنی آنان با کودکان دیگر نیز بازی می کنند و می توانند وسایل خود را، تا اندازه ای معین، به دیگران بدهند و با آنان شریک شوند، ولی در عین حال، نمی توانند علایق فردی خود را فدای گروه کنند و به اصطلاح تابع گروه شوند. از چهار تا شش سالگی است که کودک بیشتر و بیشتر به بازی اشتراکی روی می آورد، یعنی در موقعیت های گروهی که هدفی مشترک را دنبال می کنند، به بازی گروهی می پردازند. بهترین تقسیم بندی را در این باره ژان پیاژه انجام داده است: «در جریان رشد سه نوع بازی مشاهده می شود که از نظر ساختار با یکدیگر تفاوت دارند و به ترتیب یکی پس از دیگری ظاهر می شوند.»

الف- بازی های تمرینی

( بدو تولد تا 2 سالگی) پیاژه در بیان چگونگی بازی های تمرینی، بازی را وسیله ای برای لذت بردن از حواس می داند؛ زیرا کودک لمس کردن، چشیدن، گوش کردن، حرکت اعضای بدن و احساس کیفیت مختلف اشیا را از راه به کارگیری حواس در می یابد و این امر سبب لذت بردن او می شود. کودک، با استفاده از حواس، از تقلید پا فراتر می گذارد، به تکرار می پردازد و حرکاتش، از شکل ابتدایی آزمایش و خطا، به مهارت می رسد. این حرکات تقلیدی مقدمه ای می شوند تا کودک بتواند به کارهایی پیچیده تر دست بزند.

ب- بازی های نمادی

(2 تا 5 سالگی) در این مرحله از بازی که از دو تا پنج سالگی ادامه می یابد، عناصری جدید وارد بازی کودکان می شوند. واقعیت ها تغییر شکل می یابند. اشیایی که وجود ندارند به وسیله اشیای دیگر نمایش داده می شوند. از تکه چوبی اسب و با قرار دادن چند بالش در کنار هم خانه یا باغچه ای می سازند. کودک در این مرحله به تمرین تجربیات زندگی می پردازد و آنها را به شکل های مختلف تجربه و آزمایش می کند.

ج- بازی های با قاعده

(7 تا 11 سالگی) در این مرحله، آثار بازی برای همه عمر باقی می ماند و همزمان با رشد کودک و گذشت زمان، به صورتی کامل تر انجام می شود. قواعد بازی های با قاعده معمولاً از بزرگترها به کوچکترها یا از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود. در بازی های با قاعده، رقابت وجود دارد و افزون بر آن، هر بازی قراردادهایی دارد که نمادی شده است و یا قرار دادهایی که امکان دارد همیشگی یا براساس توافق موقت خود بازیکنان باشد. کودک در هر سنی، به بازی های خاصی می پردازد و بعضی از آنها را رها می کند. برای مثال، بچه های کودکستانی از بازی با مکعب های چوبی دست می کشند، زیرا اشیایی از قبیل رنگ، گل رس، مداد رنگی و ... فعالیت های جالب تر و متنوع تری را به آنان عرضه می کنند.

وقتی کودک نمی تواند اسباب بازی ها و عروسک های خود را جاندار فرض کند، این بازی ها نیز جذابیت خود را از دست می دهد و او کم کم به سوی بازی هایی مانند فوتبال، بسکتبال، شطرنج و بازی های فکری پیچیده می رود که نیازهای فکری، جسمی، روانی و اجتماعی او را بهتر برآورده می کند.

تأثیر جنس

جنسیت یکی از عوامل مؤثر در بازی است و از این رو می توان گفت که بازی پسرها با دخترها تفاوت دارد. در تفاوت میان بازی دختران و پسران عمده ترین عوامل عبارت است از:

الف- مربوط به طبیعت و فطرت کودک می شود. بعضی از دختران طبیعتاً به بعضی از بازی ها علاقه نشان می دهند و برخی از پسران به بازی های دیگر.

ب- انتظارات و توقعات والدین و جامعه از دختر و پسر نیز کم کم آنان را به سوی تفاوت میان بازی های دخترانه و پسرانه سوق می دهد.

ترمن فهرستی از بازی هایی را تنظیم و عرضه کرده است که دختران و پسران علاقه ای چشمگیر به آنها از خود نشان می دهند. بازی هایی که پسران بیشتر انتخاب می کنند و به آن علاقه دارند، عبارت است از: استفاده از ابزارها، تیراندازی، بادبادک بازی، دوچرخه سواری، تیله بازی، کشتی، مشت زنی، فوتبال، فرفره بازی، کامیون و ماشین بازی، دویدن و ... بازی های مورد علاقه دختران عبارت است از: عروسک بازی، طناب بازی، مهمان بازی، پذیرایی، تشکیل کلاس درس، بافندگی، رقص، خیاطی، فروشندگی، معما بازی و ...

گفتنی است بازی هایی وجود دارد که هر دو جنس به آن علاقه مندند.

لمان و ویتی با استفاده از پرسشنامه و در ضمن تحقیقی گسترده، به این نتیجه رسیده اند که پسران بازی های توأم با فعالیت و پر تحرکی را که مستلزم صرف انرژی و مصرف نیروی بدنی، چابکی، مسابقه و رقابت است به انواع دیگر بازی ترجیح می دهند، در حالی که دختران معمولاً به بازی های ساکن تر و نیازمند تحرک کمتر و آرام علاقه دارند. این مطلب را تحقیقات دیگری نیز تأیید کرده است.

مارژوری هونزیک و اریکسون در مورد بازی ساختمان سازی کودکان یازده تا سیزده ساله تحقیقاتی انجام داده اند. پسران، بیشتر اوقات با استفاده از مکعب ها، ماشین، آدمک های یک شکل با لباس های همسالان، ساختمان، جاده، کوچه و فروشگاه درست می کردند. دختران بیشتر به نظافت داخلی خانه می پرداختند و صحنه های خانوادگی را نشان می دادند.

در دوران کودکی، میان بازی دختران و پسران تفاوت چندانی مشاهده نمی شود، ولی به محض این که سن ورود به دبستان فرا می رسد، اختلافات آشکارتر می شود و ارزش هایی که جامعه برای هر جنس قائل است، خود را در بازی ها نشان می دهد. در حدود هفت یا هشت سالگی، تفاوت های جنسی آشکارتر می شود. پسران بیشتر تمایل دارند با همدیگر بازی کنند و این امر در دختران نیز به چشم می خورد. پسران، به جای بازی با دختران، آنان را آزار می دهند و مسخره می کنند. اگر پسری با گروهی از دختران بازی کند، دیگر پسران او را مسخره می کنند.

تأثیر محیط

تأثیر محیط بر بازی کودک را از دو دیدگاه می توان بررسی کرد:

1- غنا بخشیدن به محرکاتی که کودک با آنها بازی می کند؛

2- تفاوت بازی های کودک در محیط های مختلف از نظر جغرافیایی.

1- برخی از روان شناسان تنوع محرکات را مهمترین عامل محیطی در رشد هوش می دانند. کودک هر اندازه بیشتر ببیند، بشنود، لمس کند و از حواس خود بهره بگیرد در سال های بعدی زندگی به دیدن، شنیدن، لمس کردن و استفاده از دیگر حواس خود علاقه بیشتری نشان خواهد داد. البته، باید توانایی ها و محدودیت های فکری کودک را شناخت و کیفیت و کمیت محرک ها را با آن تطبیق داد؛ یعنی محرک های محیطی باید بجا و به اندازه باشند؛ وگرنه، نه تنها اثر مثبتی ندارند، بلکه ممکن است سبب اغتشاش فکری و اختلال در یادگیری کودک شوند. کمبود محرک های لازم برای رشد، به رشد ناکافی سلسله اعصاب مرکزی و به ویژه مغز منجر می شود؛ در نتیجه، شخص از نظر هوش که عملکرد مغز به خصوص قشر مغز است، رشد کافی نمی کند.

همانطور که وجود نور برای رشد و تکامل چشم لازم است و اگر انسان در خردسالی از نور محروم باشد در آینده، حتی با وجود چشم سالم، فاقد حس بینایی است؛ کودک باید دنیای اطراف خود را بشناسد، مثلاً انسان ها، حیوانات و اجسام را ببیند، اشیا را لمس کند، صداها را بشنود. کودک باید امکان تجربه رفتارهای گوناگون را داشته باشد.

از این رو، تأکید می شود که تنوع و تحرکات محیطی برایش فراهم سازید و اسباب بازی های مختلفی بخرید تا هر چه بیشتر به پرورش حواس او کمک کند. یعنی، هر اندازه بیشتر ببیند، بشنود، لمس کند، گفت و گو کند در واقع به رشد عقلانی، عاطفی، اجتماعی، اخلاقی، روانی او کمک می شود.

2- بنابر تحقیقات انجام شده، کودکان ژاپنی بیشتر به فعالیت های غیر رسمی گروهی توجه نشان می دهند، در حالی که بچه های آمریکایی به بازی های گروهی و رقابت علاقه بیشتر دارند. کودکان آمریکایی، تنها در مراحل آغازین دوران کودکی به بازی های مهیج علاقه مندند، ولی بچه های ژاپنی این علاقه را برای مدت طولانی تر حفظ می کنند.

نه تنها بازی های دو کشور، بلکه بازی های شمال و جنوب یک کشور و حتی محله های یک شهر نیز با هم تفاوت دارد. فرهنگ هر جامعه در بازی اثر می گذارد و می توان گفت که بازی کودکان، به نوعی منعکس کننده فرهنگ آن جامعه است.

در مناطق محروم، به این دلیل که افراد توانایی اقتصادی زیادی برای خرید وسایل و اسباب بازی برای کودکان ندارد، آن دسته از بازی های سنتی را که نیاز چندانی به آلات و اسباب ندارد به کودکان خود می آموزند.

در این جوامع، کودکان یاد می گیرند که برای خود اسباب بازی بسازند. این تولید و سازندگی نیز گونه ای بازی و فعالیت دلچسب برای این قبیل کودکان به شمار می آیند.

تأثیر هوش

هوش می تواند بر نحوه بازی و نوع آن، انتخاب اسباب بازی و استفاده از آن تأثیر بگذارد. در این جا به نحوه برخورد کودکان باهوش و کم هوش با بازی و اسباب بازی اشاره می شود. کودکان تیزهوش سعی می کنند وسایل و اسباب بازی هایی را انتخاب کنند که بتوانند با آنها به ابتکار و ابداع دست بزنند و قوای ذهنی خود را به کار گیرند. کودکان باهوش تر مدت کمتری به یک بازی مشغول می شوند؛ زیرا خواهان تنوع هستند و از تنوع لذت می برند. کودکان باهوش در سنین بالاتر به بازی هایی که مستلزم فعالیت های ذهنی و جسمی است می پردازند؛ مثلاً جمع آوری اشیای مورد نظر (کلکسیون) برای آنان جذاب و لذتبخش تر است.

کودکان تیزهوش، به دلیل توانایی های بیشتر، به انجام دادن بازی های انفرادی تمایل نشان می دهند و معمولاً انرژی بدنی را در حد زیادی مصرف نمی کنند. به نظر می رسد که کودکان تیز هوش و کودکان عقب مانده بیشتر به بازی های انفرادی می پردازند؛ زیرا کودکان تیزهوش، به علت توانایی زیاد، و کودکان کم هوش، به سبب توانایی کم، معمولاً به خوبی در گروه پذیرفته نمی شوند.

اگر یک ماشین اسباب بازی در اختیار کودک عقب مانده گذاشته شود، ممکن است آن را به اطراف بکوبد یا آن را متلاشی کند، ولی کودک تیزهوش سعی می کند با آن بازی رمزی انجام دهد و حتی ممکن است به بررسی کنجکاوانه ماشین اسباب بازی بپردازد و آن را باز کند تا از محتویاتش آگاهی یابد.
تفاوت اسباب بازی با اسبابِ بازی

نیاز به داشتن اسباب بازی برای کودکان نیازی واقعی و غیر قابل انکار است. کودکان برای بازی به هر چیزی متوسل می شوند، گاه ریش پدر، گاه گوشواره مادر، گاه عصای پدربزرگ و زمانی انگشتانه مادربزرگ. آنها برای بازی کردن نیاز به ابزار و اسباب دارند و تحت هر شرایطی که باشند، آن را برای خود فراهم می کنند.

باید به این نکته توجه داشته باشیم که بین اسبابْ بازی و اسبابِ بازی تفاوت وجود دارد. هنگامی که از اسبابْ بازی سخن می گوییم منظور تولیدات صنعتگران و کارخانه هاست که اسباب بازی هایی مانند توپ، عروسک، ماشین، تفنگ، آدم آهنی، انواع لگوها، پازل ها و ... را می سازند و به بازار عرضه می کنند ولی اسبابِ بازی وسایلی هستند که بدین منظور ساخته نشده اند و کودک با کمک قوه تفکر، تخیل و خلاقیت خویش از آنها استفاده می کند که بعضی از آنها اسبابْ بازی های ساخته شده کارخانجات مفیدتر، سازنده تر و ارزان تر هستند.

موادی مانند خاک، شن، ماسه، آب، برف، چوب، گل، سنگ، کاغذ، وسایل دورریختنی و ... که مورد علاقه کودکان ملل مختلفند جزء این دسته محسوب می شوند.

نکته قابل توجه این است که بر خلاف «اسبابْ بازی» که دامنه تنوع محدودی دارد، اسبابِ بازی نامحدود است. وقتی کودکی بر تکه چوبی سوار شده و به خیال خود اسب سواری می کند، در واقع چوب برایش نوعی اسبابِ بازی است.

هنگامی که چادر مادر را به عنوان دیوار خانه اش مورد استفاده قرار می دهد، چادر برایش اسبابِ بازی است.

هنگامی که با قاشق بر قابلمه می کوبد، هم قاشق و هم قابلمه برایش حکم اسبابِ بازی را دارد.

اسبابِ بازی معمولاً به عنوان «اسباب بازی» خرید و فروش نمی شود و هر چیزی می تواند به عنوان اسبابِ بازی مورد استفاده کودک قرار گیرد. کودکان همان گونه که به «اسباب بازی» نیازمندند به «اسبابِ بازی» هم احتیاج دارند.

مربیان و والدین با آگاهی از این امر می توانند به این پدیده، خلاقانه دامن بزنند و اطمینان داشته باشند که با استفاده غیر متعارف از ابزارهای پیرامونی موجب پرورش خلاقیت فرزندشان می شوند.

رعایت اعتدال در فراهم آوردن «اسبابْ بازی» و «اسبابِ بازی» می تواند سلامت و شادابی آتی فرزندان مان را بیمه کند.(1)

همان طور که بیان شد، اسباب بازی ها بر روح و روان کودک تأثیر گذاشته و در رشد و تکامل و شخصیت کودک مؤثر است ولی اگر چنانچه همین اسباب بازی بر اساس اصول روانشناسی و تربیتی انتخاب نشود، اثرات منفی و مخربی بر روح و روان کودک خواهد گذاشت. لذا تأکید می شود که والدین و مربیان در تهیه و انتخاب اسباب بازی اطلاعات و آگاهی های لازم را کسب نموده و نهایت دقت را داشته باشند. متأسفانه دقتی که بعضی از والدین در خرید وسایل غیر ضروری و تشریفاتی منزل به خرج می دهند بیشتر است تا خرید اسباب بازی هایی که به نظر روانشناسان تأثیر بسزایی در رشد شخصیت کودک دارد.

اسباب بازی ها را متناسب با سن، رشد (سن عقلی)، رغبت و تمایلات، استعدادها، قدرت جسمی و جنس کودک انتخاب کنید. این وسایل باید شامل اشیایی باشد که کودک را در آموختن هماهنگی چشم و دست، تناسب اشکال و رنگ ها، برآورد ارزش این کارها و جور کردن اشکال و قالب ها، دستکاری کردن، تغییر دادن و در جستجوی جزئیات برآمدن یاری رساند.

انواع بازی‌های کودکان
بازی ، وسیله‌ای ارتباطی برای کودک است . کودک از طریق بازی نقاط ضعف و قوت خود را می‌شناسد ، شیوه‌ی تعامل با همسن و سالانش را یاد می‌گیرد ، روش‌های سرپیچی یا اطاعت از قوانین را تمرین می‌کند و احساسات و عواطف گوناگون را می‌آزماید . انواع بازی‌های کودکان عبارت‌اند از : (همان منبع)
● بازی‌هاس پر جنب و جوش
این گروه از بازی‌ها موجب رشد حرکتی – جسمانی کودکان می‌شود . آن‌ها در حین انجام این بازی‌ها از سر ، بدن ، دست و پای خود استفاده می‌کنند ، می‌ایستند ، می‌دوند ، از پلکان یا طناب بالا می‌روند ، به توپ ضربه می‌زنند ، توپ را می‌گیرند و ... این بازی‌ها هم‌چنین برای پرورش هماهنگی بین اندام‌های مختلف بدن بسیار مفیدند .
● بازی‌های اکتشافی
این‌گونه بازی‌ها به طور معمول از سنین 3 ماهگی با بازی با انگشتان آغاز می‌شود و برای هماهنگی بین چشم و فعالیت‌های دستی بسیار سودمندند . از آن‌جا که کودک دوست دارد اشیای اطرافش را در دست بگیرد و آن‌ها را مدتی در دست‌هایش بچرخاند ، نگه‌دارد ، صدایش را در آورد ، بو کند و به دهان ببرد ، می‌تواند موجب تقویت حواس پنجگانه‌ی کودک شود .
●بازی‌های تقلیدی
نوزادان و کودکان خردسال از طریق الگوبرداری از رفتارهای نزدیکان و تکرار کارهای آنان ، به ویژگی‌های ارتباطات و تعاملات بین افراد پی می‌برند . بازی‌های تقلیدی بازی‌هایی است که کودک از طریق مشاهده‌ی اعمال دیگران و تشخیص نمادها آن‌ را یاد می‌گیرند و تکرار می‌کنند . برای مثال ، کودک بعد از یک بار رفتن به کتابخانه با والدینش و مشاهده‌ی کارها و رفتارهای کتابدار ، می‌تواند به راحتی نقش یک کتابدار را بازی کند و با دوستان و همسن و سالانش بخش نمایش از یک کتابخانه را صحنه سازی کنند . کودک بازی‌های تقلیدی را زود فرا می‌گیرد . در حقیقت از همان ماه اول زندگی می‌تواند با تقلید از حرکات صورت پدر و مادرش (بیرون آوردن زبان ، اخم کردن ، دهان باز کردن و ...) این گونه بازی‌ها را یاد بگیرد.
بازی‌های تقلیدی ، انعکاسی است از آن‌چه کودک در اطراف خود می‌بیند و می‌شنود . والدین و مربیان چنان‌چه قصدشان پرورش مهارت‌های اجتماعی گوناگون کودک است ، می‌توانند با ارایه‌ی الگوها و رفتارها و رفتارهای افراد مختلف جامعه ، کودک را با نقش‌ها ، وظایف ، مناسبات و روابط بین افراد آشنا سازند .
● بازی‌های ساختنی
بازی‌های ساختنی موجب تقویت مهارت‌های ذهنی و قوه‌ی خلاقه‌ی کودک می‌شوند . او یاد می‌گیرد که چگونه با روی هم گذاشتن مکعب‌ها ، مهره‌ها ، کارت‌ها و ... خانه و برجی بسازد . او از طریق سر هم کردن ماکت‌ها و اجزای مختلف اسباب‌بازی‌هایش می‌تواند قدرت شناخت خود را بالا ببرد .
کودک از طریق ساختن و پرداختن وسایل بازی‌اش نه تنها یا می‌گیرد که دست‌هایش را چگونه به کار ببرد ، بلکه یاد می‌گیرد که چطور ببیند و دقت کند .
● بازی‌های نمایشی
کودک از طریق مشاهده و تقلید شروع به کشف موقعیت‌ها و شرایط گوناگون می‌کند . او به تدریج استعدادها و قابلیت‌های خودش را بهتر می‌شناسد و یاد می‌گیرد چگونه باید با دیگران رفتار کند . نقش بازی کردن شاید به حداقل امکانات احتیاج داشته باشد . برای مثال ، کودک می‌تواند تنها با یک کلاه نقش یک پلیس ، یک پزشک یا یک پرستار را بازی کند . بازی‌های نمایشی فرصتی به کودکان می‌دهند تا با دقت به افراد و حرکات آن‌ها توجه کنند و با استفاده از قدرت خلاقه و ابتکاری‌شان تغییراتی در آن‌ها ایجاد نمایند . این بازی‌ها موجب آگاهی اجتماعی کودکان می‌شود .
● بازی‌های با قاعده
این بازی‌ها به کودکان حس مشارکت ، همکاری ، همدلی ، نوع دوستی و پیروی از قوانین بازی را یاد می‌دهند . بیش‌تر کودکان از سنین 5 سالگی به بعد – یعنی زمانی که کودکان بازی در گروه‌های کوچک را شروع می‌کنند – به انجام این نوع بازی‌ها می‌پردازند . کودکان بزرگ‌تر که تحمل پذیرش شکست و باخت را دارند ، به بازی‌های تیمی – ورزشی می‌پردازند .
● بازی‌های خیالی
هم‌چنان که توانایی پاسخ‌گویی نمادین کودک به محرکات بیرونی گسترش می‌یابد ، به تدریج به بازی‌های خیالی روی می‌آورد که به نوبه‌ی خود موجب رشد قوای ذهنی کودک می‌شود . در این‌گونه بازی‌های پیچیده ، کودک طرح بازی خاصی را در ذهن خود مجسم می‌کند ، نقش افراد را می‌آفریند و افکار و احساسات خود را درباره‌ی دنیای پیرامونش به آن‌ها منتقل می‌کند . کودک از طریق این خیال‌پردازی‌ها سعی می‌کند پیامدهای رفتاری خود را بهتر بشناسد . رایج‌ترین موضوع‌هایی که کودکان برای انجام بازی‌های خیالی‌شان انتخاب می‌کنند ، ماجراهای مرتبط با خانواده است .
نقش‌هایی که کودک در بازی‌هایش انتخاب می‌کند ، می‌تواند افکار و حالات احساسی گوناگون او را بازگو کند . گروهی از نقش‌ها مربوط به وظایف افراد است ، برای مثال ، ماشین بازی نیاز به مسافر و راننده دارد و پذیرش نقش مادر ، پدر و کودک در خانواده به برداشت‌های کودک از رفتارها و عکس‌العمل‌های آنان در خانواده ارتباط می‌یابد . کودکان هم‌چنین نقش‌های شخصیت‌های گوناگون اجتماع ، اعم از پرستار ، آموزگار و ... را از طریق اطرافیان ، کتاب‌ها ، مشاهده‌ی فیلم و ... در ذهن خود بازسازی می‌کنند . بازی‌های مرتبط با این نقش ، قدرت خلاقیت بیش‌تری طلب می‌کند تا بازی‌هایی که از زندگی روزانه‌ی خانوادگی سرچشمه می‌گیرند . در حدود 5-4 سالگی ایده‌های کودکان درباره‌ی بازی‌های اجتماعی و تقلید از نقش‌های اجتماعی رشد چشمگیری پیدا می‌کند . عواملی که در انتخاب نوع بازی کودکان دخالت دارد عبارتند از: تفاوت‌های فردی، میزان سلامتی، سطح رشد جسمی و حرکتی، بهره‌ی هوشی، جنسیت، خلاقیت، فرهنگ خانواده و موقعیت جغرافیایی. بر همین اساس بازی به انواع گوناگون تقسیم می‌شود:

1- بازی‌های جسمی:

از قدیمی ترین نوع بازی‌هاست، به ابزار مخصوص نیازمند است، هم به صورت انفرادی و هم به صورت گروهی انجام می‌شود، برای مصرف انرژی اضافی بدن و نجات یافتن از خستگی و کسالت بسیار مفید است و رفتارهای ناآرام و پرخاشگری توأم با عصبانیت کودک را کاهش می‌دهد.

2- بازی‌های تقلیدی:

کودک به تقلید نقش‌هایی می‌پردازد که آن‌ها را باور کرده است. معمولاً بهترین شخصیت‌ها برای شروع ایفای نقش، والدین، برادران، خواهران و دوستان هستند. کودک از ایفای نقش آنان لذت برده و تجربه کسب می‌کند. در دوره‌ی دبستان بیشتر نقش معلمان را تقلید می‌کند، در حالی که در دوره‌ی نوجوانی از تقلید رفتار بزرگسالان دوری می‌کند و به تقلید رفتار همسالان می‌پردازد که این خود آغازی است برای هماهنگی و همسو شدن با گروه‌های اجتماعی و ایفای نقش‌های واقعی زندگی.

3- بازی‌های نمایشی:

کودک در تقلید از بزرگترها از لباس و وسایل مخصوص آن‌ها نیز استفاده می‌کند، مانند پسر کوچکی که کت پدر را به تن کرده، عینک او را به چشم می‌زند و یا دختر بچه‌ای که کفش پاشنه‌دار مادر را پوشیده و به زحمت راه می‌رود.

4- بازی‌های نمادی:

زمانی که کودک دستیابی به ابزار و وسایل مورد نیاز خود را غیرممکن می‌بیند، نیازها و آرزوهای خود را با استفاده از وسایل نمادین و از طریق بازی بیان می‌کند. برای مثال بر تکه‌ای چوب سوار شده، این طرف و آن طرف می‌رود، مانند این که سوار بر اسبی شده و آن را هدایت می‌کند. این نوع بازی‌ها یکی از بهترین شیوه‌های بازی درمانی محسوب می‌شوند.

5- بازی‌های آموزشی:

مهمترین وسیله ی آموزش کودک، استفاده از وسایل بازی مناسب است، مانند مکعب‌های چوبی که کودک با جور کردن و دسته‌بندی کردن آن‌ها می‌تواند با مسائل اساسی اما ساده و آسان ریاضی آشنا شود. از خانه‌‌ی کوچک اسباب‌بازی برای آشنا کردن کودک با واقعیت‌های موجود زندگی می‌توان استفاده کرد. بازی‌های آموزشی موجب تقویت حواس و رشد قوای ذهنی و اجتماعی کودک می‌شوند، به شرط آن که سعی کنیم کنترل اصلی بازی در اختیار کودک باشد و جهت و مسیر آن را او تعیین کند.

6- بازی‌های خلاقیتی:

کودک از طریق به وجود آوردن چیزی، عقاید و احساساتش را اظهار می‌کند، مانند نقاشی، موسیقی، خمیر‌بازی، شن‌بازی و یا استفاده از لغات که او را قادر می‌سازد تا در آینده داستان، شعر و نمایشنامه بنویسد.

توصیه‌هایی برای والدین

 

1- به بازی کودکان اهمیت دهیم، زیرا زندگی آن‌ها در بازی شکل واقعی به خود می‌گیرد.

2- تلاش کنیم تا بازی‌های کودکان متناسب با فرهنگ و ارزش‌های خانواده باشد.

3- با دقت در تفکرات خلاق و پویای کودکان در حال بازی می‌توانیم با چگونگی شخصیت آن‌ها بیشتر آشنا شویم.

4- در بازی کودکان دخالت نکنیم اما راهنما و کمک کننده ی خوبی باشیم.

5- با همبازی شدن با کودکان راه دوستی‌ها را باز کنیم و راه پنهان کاری‌های دوره‌ی نوجوانی را ببندیم.

6- کاری کنیم که بازی به صورت تجربه‌ای لذت‌بخش در ذهن کودک باقی بماند.

7- برای متوقف کردن بازی از امر و نهی استفاده نکنیم.

8- با توجه به روحیه‌ی کنجکاو کودک، به گونه‌ای او را راهنمایی کنیم که به تفکر مثبت و اندیشه خلاق و سازنده دست یابد.

9- مراقب باشیم که محیط بازی موجب آسیب جسمی، فکری و یا روانی نشود.

10- در انتخاب نوع بازی، به سن، جنس و توانایی‌های فرزندمان توجه کنیم.

11- نوع و مدت زمان بازی فرزندمان را طوری کنترل کنیم که از فشارهای هیجانی و روحی بیش از حد دور باشد (به ویژه بازی‌های رایانه‌ای).

12- برای انتخاب الگوهای صحیح، زمینه‌ی مناسبی را برای بازی‌های تقلیدی کودکانمان فراهم نماییم.

13- از محدود کردن کودک در هنگام بازی بپرهیزیم.

14- وسایل بازی را مناسب سن و رشد جسمی و ذهنی کودک تهیه کنیم.

15- آداب اجتماعی و چگونگی رفتار با دیگران را ضمن همبازی شدن با کودکان می‌توانیم به صورت غیرمستقیم به آن‌ها بیاموزیم.

16- به مطالب و نحوه‌ی بیان کودکان در بازی به خوبی توجه کنیم، زیرا احساسات و مشکلات زندگی واقعی آن‌ها در بازی منعکس می‌شود.

17- برای انتخاب همبازی‌های خوب، فرزندمان را غیرمستقیم راهنمایی کنیم، زیرا رفتارهای یک همبازی خوب تاثیر بسیار مثبتی در آینده‌ی او خواهد داشت.

18- اگر در حضور فرزندمان با وسایل موجود در خانه برای او اسباب‌بازی (ماشین، عروسک و...) بسازیم، ارتباط عاطفی میان ما و کودکمان تقویت خواهد شد.

19- برای تقویت حس همکاری و مسوولیت‌پذیری فرزندمان با او توافق کنیم که پس از بازی، اسباب‌بازی‌های خود را جمع کرده و سرجایش بگذارد و گرنه دفعه ی بعد اجازه ی استفاده از آن‌ها را نخواهد داشت.

20- از فرزندمان بخواهیم که اجازه دهد تا همبازی‌هایش از اسباب‌بازی‌های او استفاده کنند، زیرا این کار موجب تقویت حس نوع دوستی و تسهیل در ارتباط با دیگران می‌شود.

21- اسباب‌بازی‌گران قیمت ممکن است وسیله ی بازی مفیدی نباشد. هنگام خرید توجه داشته باشیم که اسباب‌بازی باید بتواند قدرت خلاقیت و سازندگی فرزندمان را رشد دهد. وسایل بازی جور کردنی، پازل‌ها، خمیربازی، گل‌رس و... اسباب‌بازی‌های مناسبی به شمار می‌روند.

22- اگر کودکان در هنگام بازی با هم اختلاف پیدا کردند اجازه بدهیم خودشان مشکل را حل کنند. در صورتی که اختلاف تشدید شود فقط آن‌ها را از هم جدا کنیم و هرگز از یکی از طرفین، جانبداری نکنیم.

23- در محیط‌ های بازی گروهی مثل زمین بازی کودکان در پارک‌ها، اجازه دهیم بچه‌ها با هم دوست شوند و بازی کنند، از وارد شدن به محیط بازی کودکان بپرهیزیم.

24- از همبازی شدن کودکان با افراد بزرگتر از خود به ویژه «نوجوانان و جوانان» اکیداً جلوگیری کنیم.

25- کودکان همواره نیازمند بازی هستند، پس اسباب بازی‌های مناسب هر مکان را همراه خود داشته باشیم.

26- کودکان باید به مجموعه‌ای از بازی‌های جسمی، اجتماعی، عاطفی و ذهنی بپردازند. هنگامی که فقط یکی از بازی‌ها را انجام می‌دهند (مثلاً بازی‌های رایانه‌ای)، از رشد اجتماعی، جسمی و عاطفی محروم شده و احتمال بروز عصبانیت و پرخاشگری در آن‌ها افزایش می‌یابد. 


شن ‌بازی

وسایل مورد نیاز:جعبه شن یا رفتن به کنار ساحل

روش انجام کار:کودک دست‌هایش را داخل شن فرو می‌کند.وقتی خوب دست‌هایش پوشیده شد،از او بخواهید سعی کند تا انگشتان دو دستش از زیر شن‌ها همدیگر را بگیرند.همچنین از او بخواهید تا دست‌هایش را در زیر شن‌ها تکان بدهد.در مرحله بعد می‌توانید روی پاهای او را هم شن بریزید و همین فعالیت را با پاهایش انجام دهید.

اتوبوس،کشتی یا قطار

روش انجام کار:ممکن است برای عبور و مرور در شهر از یک وسیله نقلیه خاص استفاده کنید و از شیوه‌های دیگر استفاده نکنید.برای نمونه ممکن است با وسیله نقلیه شخصی به عبور و مرور بپردازید.اگر چنین است،یک روز به همراه کودک‌تان از وسایلی که معمولا از آنها استفاده نمی‌کنید (مثلا اتوبوس‌های عمومی‌یا مینی‌بوس) استفاده کنید و گشتی در شهر بزنید. مطمئنا کودک‌تان از این سفر لذت بسیاری خواهد برد و سفر فوق برای هر دوی شما آموزش پرباری خواهد بود.

ورزش کردن به همراه شعر خواندن

روش انجام کار:یک شعر جالب انتخاب کنید.آن را با صدای بلند بخوانید.هر شعری برای خود حرکت، آهنگ،ریتم و احساس دارد.در هر حال با کودک خود هنگام خواندن اشعار،حرکات جالبی به تناسب شعر انجام دهید.


افکار روشن

روش انجام کار:با کودک تان دراز بکشید و چشم‌هایتان را ببندید و به آرامی‌ صحبت کنید.بگویید که ما هر دو در سایه دراز کشیده‌ایم.سایه‌ای که خیلی دلپذیر است.نفس عمیق بکشید و احساس کنید در آرامش کامل هستید.تمام ناراحتی‌ها و غم و غصه‌هایتان را بیرون بریزید.نفس کشیدن را با خوشحالی ادامه دهید.نفس کشیدن و به ذهن آوردن افکار،احساسات خالص و بدون غم و غصه،افکار و احساسات ناخوشایند را از ذهن تان بیرون می‌کند و باعث می‌شود مملو از احساس شادکامی ‌شوید.به این ترتیب،شما و فرزندتان،احساس نزدیکی بیشتری با هم خواهید کرد.


بریدن و چسباندن گل‌ها

وسایل مورد نیاز:گل‌های تازه،کتاب سنگین،مقوا،چسب،پلاستیک نازک سفید رنگ یا کاغذ سلفون، قیچی،روزنامه.

روش انجام کار:کتاب را باز کنید و گل‌ها را لای روزنامه،بین صفحه‌های کتاب قرار دهید.همه گل‌ها را به همین صورت بین صفحه‌های کتاب جای دهید.کتاب را ببندید و چند روز صبر کنید.وقتی گل‌ها خشک شدند،آنها را با دقت بردارید.پلاستیک را دو سانت بزرگ‌تر از مقوا ببرید.حالا گل‌ها را روی مقوا بچسبانید و روی آن با پلاستیک بپوشایند و دور آن را چسب بزنید.قسمت‌های تا خورده و گوشه را صاف کنید تا گل‌ها به حالت طبیعی خود روی تابلو بمانند.


ابزار ساده‌ای برای تولید صدا و ریتم

وسایل مورد نیاز:بطری‌های پلاستیکی گردن باریک،برنج،لوبیا،ارزن،ماکارونی،نوار چسب.

روش انجام کار:بطری‌ها را پر از برنج،لوبیا،ماکارونی و ارزن کنید.در آنها را محکم با نوار چسب ببندید. با نوار چسب برایشان دستگیره بسازید.بهتر است برای هر کودک دو عدد از آنها تهیه کنید.حال اجازه دهید کودکان آنها را به دست بگیرند و تشویق‌شان کنید تا با تکان دادن و به هم زدن دست‌ها صدا تولید کنند.می‌توانید با پخش یک موزیک مفرح از کودکان بخواهید تا با تکان دادن بطری‌ها صدا تولید کنند و همراه آن حرکت کنند.

زمان بازی با کودکتان فقط زمان بازی و سرگرمی نیست، بلکه زمان آموزش درسهای زندگی به کودکتان هم می‌باشد.تازه‌ترین تحقیقات حاکی از آن است که خلق و خو و عادات انسان از دوران جنینی و 2 سال اول زندگی وی ناشی می‌شود و این نکته اهمیت آموزش و روش صحیح تربیت در سنین ابتدایی تولد کودک را نمایان می‌سازد.در این مقاله ما بازیهایی را به شما پیشنهاد می‌دهیم که علاوه بر سرگرم کردن کودکتان آموزشهایی را در جهت ایجاد خلاقیت و تقویت هوش و افزایش سطح هوشیاری کودک دلبند شما فراهم می‌آورد.

1.کجا رفت؟
یک توپ کوچک نرم انتخاب کنید، آن را در یک ظرف درپوش دار بگذارید. از بچه بپرسید توپ کجا رفت؟ او را تشویق کنید که در ظرف را باز کند و توپ بیرون بیفتد مثل جعبه هایی که دلقکی بیرون می‌پرد، بیرون افتادن توپ هم برای او جالب خواهد بود. این بازی راهی است که به کودک می‌آموزد که چیزهایی که او نمی بیند ممکن است وجود داشته باشد. این بازی، آموزش ثبات هدف است.

2.وسایل آشپزخانه:
ظرفهای پلاستیکی یا ظروف ماست و یا کاسه های نشکن برای این بازی مناسب می‌باشد. از این ظروف برای ایجاد یک برج استفاده کنید، به کودکتان کمک کنید که برج را بریزد، این فعالیت به او درس خواهد داد که نشانه گیری هدف را بیاموزد در حالی که ریزش و چیدن را هم یاد خواهد گرفت.

3. می‌توانم صدا را بشنوم:

راه دیگر برای تقویت مفهوم ثبات هدف به وسیله مخفی کردن یک اسباب بازی صدادار زیر پتو و یا حوله است. ابتدا اسباب بازی را به طور جزئی با پتو بپوشانید سپس صدای اسباب بازی را در بیاورید و او را تشویق کنید که اسباب بازی را پیدا کند، دوباره اسباب بازی را پنهان کنید، البته این بار به صورت کامل، بازی را تکرار کنید، در صورت پیدا کردن اسباب بازی، کودکتان را تشویق کنید.

4.بازی آبی:
زمان حمام را به زمان اکتشاف و بازی تبدیل کنید. قاشق های پلاستیکی و آب پاش و کاسه های پلاستیکی را در وان کودکتان بگذارید، او با آنها ریزش آب را خواهد دید و از آنها لذت خواهد برد. تفریح دیگری هم می‌توان کرد، یک اسفنج را به کودکتان بدهید اسفنج را خیس کنید، او از فشار دادن اسفنج و ریزش آب لذت می‌برد.

5.مامان خوابه!

نزدیک کودکتان بنشینید البته این کار بستگی به سن کودکتان دارد می‌توانید او را بخوابانید. به او بگویی که قصد دارید که بخوابید و چشمهایتان را ببندید بعد از چند ثانیه چشمهایتان را باز کنید و مشتاقانه به او سلام کنید یا زمان را به او بگویید مثلاً صبح بخیر یا عصر بخیر که او زمانها را هم درک کند. دیدن چشمهای مامان که باز است و شنیدن صدای تبریکش معمولاً ایجاد خنده خواهد کرد بعد از چند دورِ، مکث خود را هنگام خواب بیشتر کنید احتمال هست که کودک حدود 6 ماهتان و یا بیشتر شروع به جیغ زدن کند و یا حتی به صورت شما ضربه بزند تا شما بیدار شوید!

6.بازی با برگها:
با کودکتان به بیرون از خانه بروید، تنوعی از برگها را برای او جمع کنید، به او اجازه بدهید آنها را بلند کند و با دستانش بازرسی کند، بدیهی است که با نظارت شما. برخی از برگها را چروک کنید تا او آنها را بازرسی کند و عمل چروک کردن را بیاموزد که این کار در برگهای خشک صدا هم خواهد داشت. با استفاده از یک برگ بزرگ بازی دالی موشه را با او انجام دهید.

7.بازی غلتکی:

کودکتان را روی زمین در مقابلتان بنشانید و یک ماشین اسباب بازی را روی زمین حرکت دهید او را تشویق کنید که بعد از شما این کار را انجام دهد سعی کنید که رفت و آمد ماشین را با او ادامه دهید. این کار جلو و عقب رفتن و چرخاندن و حرکت اجسام را به او یاد خواهد داد.

8.نقاشی:
این بازی کمی کثیف کاری است اما برای کودکتان بسیار جالب خواهد بود. کودک 8 تا 12 ماهتان را روی صندلیش یا روی زمین بنشانید. در مقابل او یک برگه و چندین غدای پوره ای رنگی که صاف شده است قرار دهید، او را تشویق کنید که با دستانش نقاشی کند، خواهید دید که او شاهکار خواهد ساخت. می‌توانید غذاها را در صورت اجازه پزشک بافت دار تهیه کنید(به دلیل در دهان بردن کودک) که نقاشی او بافت دار باشد.

9.بافتهای متفاوت:
چندین موضوع بافت دار را به کودک 10 تا 12 ماهتان بدهید، مثلاً یک تکه مقوا، روسری نرم، تکه های چمن و ماسه و ... حتماً تا انتهای بازی در کنار او باشید و مراقب باشید چیزی را در دهانش نگذارد. همراه هم همه چیز را بازرسی کنید، خواهید بفهمید که او از چه بافتی بیشتر خوشش خواهد آمد مخمل کبریتی یا پشم گوسفند؟

10.بازی با رنگها:
برای کودک 10 تا 12 ماهتان اسباب بازی های رنگی و یا وسایل آشپزخانه رنگی تهیه کنید و به او کمک کنید که اسباب بازیهای با رنگ مشابه را در کنار هم بگذارد. مثلاً سیب قرمز و ماشین قرمز و توپ قرمز باید در یک طرف باشد. در این بازی به او کمک می‌کنید که کم کم با رنگها آشنا شود.

10بازی برای سال اول شما و کودکتان:

زمان بازی با کودکتان فقط زمان بازی و سرگرمی نیست، بلکه زمان آموزش درسهای زندگی به کودکتان هم می‌باشد.تازه‌ترین تحقیقات حاکی از آن است که خلق و خو و عادات انسان از دوران جنینی و 2 سال اول زندگی وی ناشی می‌شود و این نکته اهمیت آموزش و روش صحیح تربیت در سنین ابتدایی تولد کودک را نمایان می‌سازد.در این مقاله ما بازیهایی را به شما پیشنهاد می‌دهیم که علاوه بر سرگرم کردن کودکتان آموزشهایی را در جهت ایجاد خلاقیت و تقویت هوش و افزایش سطح هوشیاری کودک دلبند شما فراهم می‌آورد. 

1.کجا رفت؟

یک توپ کوچک نرم انتخاب کنید، آن را در یک ظرف درپوش دار بگذارید. از بچه بپرسید توپ کجا رفت؟ او را تشویق کنید که در ظرف را باز کند و توپ بیرون بیفتد مثل جعبه هایی که دلقکی بیرون می‌پرد، بیرون افتادن توپ هم برای او جالب خواهد بود. این بازی راهی است که به کودک می‌آموزد که چیزهایی که او نمی بیند ممکن است وجود داشته باشد. این بازی، آموزش ثبات هدف است.

2.وسایل آشپزخانه:

ظرفهای پلاستیکی یا ظروف ماست و یا کاسه های نشکن برای این بازی مناسب می‌باشد. از این ظروف برای ایجاد یک برج استفاده کنید، به کودکتان کمک کنید که برج را بریزد، این فعالیت به او درس خواهد داد که نشانه گیری هدف را بیاموزد در حالی که ریزش و چیدن را هم یاد خواهد گرفت.

3. می‌توانم صدا را بشنوم:

راه دیگر برای تقویت مفهوم ثبات هدف به وسیله مخفی کردن یک اسباب بازی صدادار زیر پتو و یا حوله است. ابتدا اسباب بازی را به طور جزئی با پتو بپوشانید سپس صدای اسباب بازی را در بیاورید و او را تشویق کنید که اسباب بازی را پیدا کند، دوباره اسباب بازی را پنهان کنید، البته این بار به صورت کامل، بازی را تکرار کنید، در صورت پیدا کردن اسباب بازی، کودکتان را تشویق کنید.

4.بازی آبی:

زمان حمام را به زمان اکتشاف و بازی تبدیل کنید. قاشق های پلاستیکی و آب پاش و کاسه های پلاستیکی را در وان کودکتان بگذارید، او با آنها ریزش آب را خواهد دید و از آنها لذت خواهد برد. تفریح دیگری هم می‌توان کرد، یک اسفنج را به کودکتان بدهید اسفنج را خیس کنید، او از فشار دادن اسفنج و ریزش آب لذت می‌برد.

5.مامان خوابه!

نزدیک کودکتان بنشینید البته این کار بستگی به سن کودکتان دارد می‌توانید او را بخوابانید. به او بگویی که قصد دارید که بخوابید و چشمهایتان را ببندید بعد از چند ثانیه چشمهایتان را باز کنید و مشتاقانه به او سلام کنید یا زمان را به او بگویید مثلاً صبح بخیر یا عصر بخیر که او زمانها را هم درک کند. دیدن چشمهای مامان که باز است و شنیدن صدای تبریکش معمولاً ایجاد خنده خواهد کرد بعد از چند دورِ، مکث خود را هنگام خواب بیشتر کنید احتمال هست که کودک حدود 6 ماهتان و یا بیشتر شروع به جیغ زدن کند و یا حتی به صورت شما ضربه بزند تا شما بیدار شوید!

6.بازی با برگها:

با کودکتان به بیرون از خانه بروید، تنوعی از برگها را برای او جمع کنید، به او اجازه بدهید آنها را بلند کند و با دستانش بازرسی کند، بدیهی است که با نظارت شما. برخی از برگها را چروک کنید تا او آنها را بازرسی کند و عمل چروک کردن را بیاموزد که این کار در برگهای خشک صدا هم خواهد داشت. با استفاده از یک برگ بزرگ بازی دالی موشه را با او انجام دهید.

7.بازی غلتکی:

کودکتان را روی زمین در مقابلتان بنشانید و یک ماشین اسباب بازی را روی زمین حرکت دهید او را تشویق کنید که بعد از شما این کار را انجام دهد سعی کنید که رفت و آمد ماشین را با او ادامه دهید. این کار جلو و عقب رفتن و چرخاندن و حرکت اجسام را به او یاد خواهد داد.

8.نقاشی:

این بازی کمی کثیف کاری است اما برای کودکتان بسیار جالب خواهد بود. کودک 8 تا 12 ماهتان را روی صندلیش یا روی زمین بنشانید. در مقابل او یک برگه و چندین غدای پوره ای رنگی که صاف شده است قرار دهید، او را تشویق کنید که با دستانش نقاشی کند، خواهید دید که او شاهکار خواهد ساخت. می‌توانید غذاها را در صورت اجازه پزشک بافت دار تهیه کنید(به دلیل در دهان بردن کودک) که نقاشی او بافت دار باشد.

9.بافتهای متفاوت:

چندین موضوع بافت دار را به کودک 10 تا 12 ماهتان بدهید، مثلاً یک تکه مقوا، روسری نرم، تکه های چمن و ماسه و ... حتماً تا انتهای بازی در کنار او باشید و مراقب باشید چیزی را در دهانش نگذارد. همراه هم همه چیز را بازرسی کنید، خواهید بفهمید که او از چه بافتی بیشتر خوشش خواهد آمد مخمل کبریتی یا پشم گوسفند؟

10.بازی با رنگها:

برای کودک 10 تا 12 ماهتان اسباب بازی های رنگی و یا وسایل آشپزخانه رنگی تهیه کنید و به او کمک کنید که اسباب بازیهای با رنگ مشابه را در کنار هم بگذارد. مثلاً سیب قرمز و ماشین قرمز و توپ قرمز باید در یک طرف باشد. در این بازی به او کمک می‌کنید که کم کم با رنگها آشنا شود.