X
تبلیغات
مرکز پیش دبستانی امام رضا مشهد - آشنایی باروش شنیداری کلامی

مرکز پیش دبستانی امام رضا مشهد

 

این گروه از درمانگران به تشخیص زودهنگام کم شنوایی و حداکثر استفاده از باقی مانده شنوایی کودک کم شنوا تاکیدو توجه زیادی دارند. از نظر این گروه ، فراگیری زبان و گفتار ، اصولا پدیده ای شنیداری است و توسعه آن جز از طریق تحریک و تقویت مناسب باقی مانده شنوایی و تاکید بر آموزش مهارت گوش دادن ممکن نیست . روش شنیداری که غالبا تحت عنوان روش شنوایی کلامی Auditory-Verbal-Theray نامیده می شود ، رویکرد تک حسی ( تاکید بر آموزش مهارتهای شنوایی به کودک و فراهم نمودن زمینه فراگیری زبان از طریق گوش دادن ) دارد. این شیوه براین فرض استوار است که اکثر کودکان کم شنوا از باقی مانده شنوایی قابل توجهی

برخوردارند ، به نحوی که می توان با استفاده از وسایل تقویت کننده امروزی ( اعم از سمعکهای دیجیتال و پروتز کاشت حلزون ) ، زمینه فراگیری گفتار و زبان از طریق گوش دادن را برای کودک کم شنوا فراهم کرد .

این رویکرد همواره شنیداری است و بر شناسایی زود هنگام کم شنوایی ، تجویز و تنظیم وسیله تقویت کننده صوتی مناسب و استفاده مداوم ازآن و تاکید بر مشارکت فعال والدین استوار است . هدف اصلی این رویکرد ، نزدیک کردن کودکان کم شنوا به کودکان با شنوایی طبیعی است .

با نگاهی دقیق و موشکافانه به این مکاتب آموزشی می توان دریافت که اختلاف نظر متولیان و دست اندرکاران این شیوه ها ، در میزان اعتقاد و باور به امکان استفاده از باقی مانده شنوایی افراد کم شنوا است . گروه اول کمترین باور و اعتقاد را به باقی مانده شنوایی فرد کم شنوا دارند و از نظر گروه دوم هر چند آموزش مهارتهای شنوایی اهمیت ویژه ای دارد ، اما در این مکتب تاکید زیاد بر مهارت لبخوانی و گفتاردرمانی ، نقش و جایگاه گوش در زندگی فرد کم شنوا را در رتبه دوم قرار داده است ، می توان از باقی مانده شنوایی فرد کم شنوا به نحوی استفاده کرد که در زندگی اجتماعی وی ، گوش ،نقش گوش و چشم را بازی کند .

معرفی روش شنوایی – کلامی

روش شنوایی – کلامی عبارت است از کاربرد و راهبری فناوری ، راهبردها و تکنیک های مختلف برای آموزش مهارتهای گوش دادن و درک گفتار به منظور برقراری ارتباط از طریق گفتار در کودکان کم شنوا .

این روش یک روش تشخیصی است که در هر جلسه آن ، پیشرفت کودک و خانواده اش مورد ارزیابی قرار

می گیرد . کودکان با استفاده از شنوایی تقویت شده یاد می گیرند که به صدای خود و صدای دیگران و اصوات محیطی به منظور درک و تولید گفتار معنی دار گوش دهند . همچنین این روش به تبعیت از مراحل رشد طبیعی زبان و گفتار در آموزش ، معتقد است . والدین و درمانگر به کودک کمک می کنند تا مهارتهای شنوایی ، زبان و گفتار خودبخودی ، با شخصیت کودک تلفیق شود .

اصول روش AVT

  1. تشخیص کم شنوائی در اولین فرضت ممکن از اجرای برنامه های غربال گری شنوائی به ویژه در زایشگاه ها و بیمارستانها .

  2. اجرا و پیگیری مجددانه خدمات پزشکی وراهبری ادیولوژیک شامل انتخاب ، تجویز ، تنظیم و مراقبت از وسیله تقویت کننده مناسب برای کودک (سمعک ، کاشت حلزون و .....)

  3. راهنمائی ، مشاوره وحمایت از خانواده به عنوان اولین الگوی آموزشی برای کودک در فراگیری مهارت های زبانی ازطریق گوش دادن و افزایش اطلاعات آنها در مورد تاثیر کم شنوائی برابعاد مختلف زندگی کودک .

  4. کمک به کودک در تلفیق مهارت گوش دادن با رشد مهارتهای ارتباطی و اجتماعی او.

  5. ارائه خدمات توانبخشی به شکل جلسات انفرادی .

  6. کمک به کودک درکسب توانائی پایش صدای خود ودیگران به منظور افزایش قابلیت وضوح گفتار

  7. استفاده از الگوی رشد طبیعی مهارتهای شنوائی ، زبان ، گفتار وشناخت و تبعیت از آن در الگوی آموزشی کودک کم شنوا.

  8. ارزیابی مستمر ومداوم رشد مهارتهای شنوئی ، زبانی ، گفتاری وشناختی کودک واجرای " درمان تشخیصی " به منظور ارزشیابی مداوم برنامه توانبخشی ارائه شده .

  9. حمایت و پشتیبانی جدی و پیگیر از حضور کودک کم شنوا در مهدهای کودک و مدارس عادی

محیط گوش دادن

با استفاده از روش شنوائی – کلامی ، حداکثر استفاده از باقی مانده شنوائی به منظور یادگیری گفتار از طریق گوش دادن ( ونه لب خوانی ) ، فراهم می شود ، بنابراین درمان باید دربهترین موقعیت های شنیداری انجام شود تا اطلاعات به آسانی قابل شنیدن وقابلیادگیری باشد ؛، غنی سازی محیط صوتی با روشهای زیر صورت می گیرد:

  • نشتستن والدین ویا درمانگران در کنار کودک درسمت گوش بهتر او

  • صحبت کردن نزدیک میکروفون سمعک ویا پردازشگر کاشت حلزون کود ک

  • صحبت کردن با سطح شدت متوسط ( معمولی )

  • کاهش نویز زمینه

  • استفاده از گفتار تکراری وغنی از لحاط آهنگ، ریتم ، محتوا

  • استفاده از تکننیک تاکید صوتی ؛ برای افزایش قابلیت شنیدن گفتار

روند درمان

جلسات روش شنوایی – کلامی همواره تشخیصی هستند . بدین معنا که از این جلسات برای ارزیابی پیشرفت مهارتهای کودک و والدین استفاده می شود . کودکان یادمی گیرند که برای برقراری ارتباط موثر از طریق گفتار، باید به صدای خود ، صدای دیگران و صداهای محیطی گوش دهند. برای این که محیط درمانی به محیط خانه شباهت بیشتری داشته باشد، می توان از اشیاء و اسباب بازیهایی که در خانه (کودک ) پیدا می شود و همچنین از نمونه های کوچک اشیای واقعی برای برانگیختن گفتار از طریق گوش دادن ، استفاده کرد. شرکت فعال والدین در جلسات ، یکی از اصول روش شنوایی

مشارکت والدین

درجلسات شنوایی – کلامی ، والدین با مشاهده چگونگی انجام تمرینات و مشارکت فعال در درمان ، یاد می گیرند :

  • تکنیکهایی برای برانگیختن گفتار، زبان و فعالیتهای ارتباطی در خانه طراحی و اجرا کنند .

  • راهبردهایی برای تلفیق و یکپارچه کردن مهارتهای گوش دادن ، گفتار زبان و مهارتهای ارتباطی کودک با تجربیات و فعالیتهای عادی روزمره برنامه ریزی کنند .

  • به عنوان شریک و مخاطب ارتباطی کودک در جلسات درمان شرکت کنند .

  • درمانگر را از علایق و توانایی های کودک مطلع کنند .

  • مفهوم اولین ارتباطات کودک را توضیح دهند .

  • روش های کنترل مناسب رفتار را به کار ببرند .

  • پیشرفت کودک را ثبت و در مورد آن بحث کنند .

  • اهداف کوتاه مدت و طولانی مدت درمان را تفسیر کنند .

  • اعتماد در تعامل والد – کودک را افزایش دهند .

  • تصمیمات آگاهانه بگیرند .

  • کودک خود را حمایت کنند .

تکنیکهای روش شنوایی کلامی

  • تکرار دقیق آنچه کودک می گوید با هدف تجزیه و تحلیل توانایی تولید و درک گفتار کودک .

  • استفاده از تکنیک تاکید آگوستیکی مثل نجوا کردن ، آوازخواندن ، تاکید روی اجزای نحوی و یا اطلاعات زنجیری و زبر زنجیری .

  • پرسیدن سئوال ( چی شنیدی ؟ ) از کودک به عنوان پیش زمینه ای برای گفتار .

  • تشویق و هدایت والدین به عنوان الگوی اولیه کودک برای گوش دادن و صحبت کردن .

  • نزدیک تر قرار گرفتن به میکروفون سمعک یا پردازشگر کاشت حلزون کودک .

  • بازگویی کلمات ، فراهم کردن جایگزین ها و تکرار اطلاعاتی که قبلا شنیده شده است .

  • استفاده از تکنیک منتظر ماندن یا مکث برای ایجاد پاسخ .

  • ارائه گفتاراز طریق شنوایی بلافاصله پس از ارئه علائم بینایی ، لامسهای و حرکتی .

  • استفاده از تکنیک ( علامت دست ) از روشی برای تشویق بیشتر استفادهاز گوش دادن نسبت به نگاه کردن .

عواملی که بر پیشرفت کودک تاثیر می گذارند

  • سن تشخیص کم شنوا یی

  • علت کم شنوا

  • میزان کم شنوایی

  • کارایی وسایل تقویت کننده یا کاشت حلزون

  • کارایی راهبری ادیولوژیک

  • پتانسیل شنوایی کودک

  • سلامت عمومی کودم

  • وضعیت عاطفی خانواده

  • میزان مشارکت والدین

  • مهارت درمانگر

  • مهارت والدین

  • نحوه یادگیری کودک

  • هوش کودک

تفاوت روش شنوایی کلامی با روش شنوایی شفاهی

خانواده ای که روش شنوایی – کلامی را انتخاب می کند ، با تکیه بر مجموعه ای از اصول راهبری کننده به کودک کم شنوای خود کمک می کند تا مهارت گوش دادن ، درک گفتار از طریق شنیدن و برقراری ارتباط به صورت گفتاری را فرا بگیرد .

تمرین روی مهارت فراگیری از طریق شنوایی که در برنامه شنوایی - کلامی مورد توجه قرار می گیرد ، این برنامه را از دیگر برنامه های آموزشی کاملا جدا و منحصر به فرد می کند .در برنامه های شنوایی – شفاهی،از شنوایی تقویت شده به عنوان (( مکمل مفید )) لبخوانی و علائم لامسه ای برای رشد و توسعه مهارت های گفتار وزبان استفاده می شود . در این برنامه ها درک اصلی گفتار از طریق لبخوانی حاصل شده وبه وسیله شنوایی کامل می شود ، لذا ازکودک انتظار نمی رود جز هنگام تمرینات تربیت شنوایی ، بر روی شنوایی خود تکیه کند .

در برنامه شنوایی – کلامی والدین یاد می گیرند تا محیط مناسب برای گوش دادن کودک را فراهم کرده و میزان گوش دادن و یادگیری شنوایی کودک را در ساعات بیداری او بهبود ببخشند . در این برنامه مهارت کودک در درک گفتار و برقراری ارتباط کلامی صرفا از طریق تمرینات مجزا رشد و توسعه پیدا نمی کند ، بلکه مهارتهای شنوایی ، گفتار ، زبان و مهترتهای شناختی هم زمتن باهم رشد پیدا می کنند و پیشرفت مهارتهای ارتباطی کودک از همان توالی رشد طبیعی مهارتها در کودکان هم سن و سال او تبعیت می کند . از این رو شنوایی جزئی از شخصیت کلی کودک می شود .

در این روش والدین به عنوان شریک درمانگر در درمان شرکت می کنند و به طور فعال در هر جلسه درمانی حضور دارند و در واقع الگوهای اصلی برای رشد ارتباط شنوایی – کلامی کودک هستند .

در حالی که در برنامه های شنوایی – شفاهی بیشتر روی مربیان و درمانگران به عنوتن الگو تکیه می شود . در روش شنوایی کلامی ، کودکان کم شنوا با جامعه خودشان یکپارچه می شوند و یک زندگی طبیعی و محیط آموزشی عادی را تجربه می کنند . در این محیط هر کس باید باور داشته باشد که کودک می شنود ، از کودک انتظار داشته باشد به درستی پاسخ دهد و به کودک نشان دهد چگونه از طریق گفتار برقرار کند .

وقتی در تمامی روز ، فرصت گوش دادن برای کودک در محیطی فراهم شود که مملو از مفاهیم معنادار در قالب فعالیتهای روزانه است ، ارتباط مناسبی شکل خواهد گرفت در این محیط کودک مطالب دیگر را از طریق گوش دادن ، فرا می گیرد ، نه این که فقط گوش دادن را فرا بگیرد .

توجه به نقش اصلی حس شنوایی در درک و یادگیری گفتار و زبان و میزان مشارکت والدین دو تفاوت اصلی بین روشهای شفاهی مرسوم و روش شنوایی – کلامی می باشد .

اهمیت تلفیق مهارت شنوایی با شخصیت کودک

فلسفه شنوایی – کلامی ، اصولا بر اساس آموزش با آموزش مجدد عملکرد شنوایی شکل گرفته است . هدف نهایی ، حضور موفقیت آمیز زیستی – اجتماعی کودک کم شنوا در محیط عادی است .

در این روش کودک باید منبع جدیدی از اطلاعات را از طریق رشد و توسعه مناسب حافظه شنوایی شکل دهد . این امر کودک را نسبت به قبل ، به محیط پیرامونش نزدیک تر می کند . او باید درک کند که کدام یک از اطلاعات با یک موقعیت خاص مرتبط است و کدام یک نیست . همچنین او باید یاد بگیرد که از این محرکها برای پیشبرد مهارتهای زبانی خود و درک بهتر موقعیتهای زتدگی و روابط انسانی استفاده کند ، این روند ، همان تلفیق مهارت شنوایی با شخصیت کودک کم شنوا است .

در این شرایط نه تنها باید مفاهیم زبانی مربوط به محرکات شنیداری معنادار شود ، بلکه ویژگیهای فضایی و زمانی محیط نیز باید تغییر یابد . ما هم از پشت سر و هم از فاصله دور قادر به شنیدن هستیم . صدا همه جا هست و باعث می شود ما پیوسته و بطور معناداری با محیط خود رابطه عاطفی برقرار کنیم . در این حالت شنوایی جزئی از تجربیات یادگیری روزمره کودک می شود و تاثیرات بعدی خود را در رشد کودک و شخصیت او می گذارد .

کودک پس از اولین مواجهه با محرکات شنوایی پیوسته ، فرایندی را طی می کند که منجر به آگاهی از صدا در سطح معنادار می شود . توجه به صدا ، در نهایت منجر به پیش بینی وقایع آینده می شود . این پاسخ ممکن است برگشتن و نگاه کردن به چهره مادر به دنبال شنیدن صدای او باشد . تکرار این تجربیات شنوایی ، باعث رشد درک صداهای مشابه شده و نوزاد ( یا نوپا ) به تدریج آنها را شناسایی کرده و به طور معناداری با اشیای آشنا ارتباط برقرار می کند . گوش دادن به بازیهای آوایی به شکل گیری درک ابعاد زمانی و فضایی صدا کمک می کند .

وقتی صداهای آشنا در ذهن کودک جا می گیرد ، نه تنها آنها را پس از شنیدن شناسایی می کند ، بلکه از حافظه خود بیرون می کشد و به این ترتیب رشد زبان از طریق شنوایی امکان پذیر می شود .

دو صدا مثل پارس کردن سگ و کلمه سگ با هم ارتباط معنایی پیدا می کنند . با افزایش تجربه شنیدن صداهای معنادار ، حافظه شنوایی در روند رشد و توسعه قرار می گیرد . با گسترش حافظه شنوایی ، توانایی بازخوانی این صداها بدون الگوی خارجی ، رشد گفتار را درکودک امکان پذیر می سازد . توانایی بازسازی ذهنی گفتار و افکارها موجب یکپارچگی شنوایی با کودک و شخصیت او می شود .

ارزش روانشناختی تلفیق شنوایی با شخصیت کودک در میل به برقراری ارتباط با هم سن و سالان ، نمود زیادی پیدا می کند . شرکت در کارهایی که تمامی کودکان انجام می دهند ، مستلزم آن است که کودک کم شنوا ، متناسب با کودکان هم سن و سال خود ، به دنیای شنیداری پیرامون خود پاسخ دهد . زمانی که فناوری شنوایی امروزی با گوش دادن فعال همراه شود ، توانایی رسیدن به سطح بالایی از رفتار شنوایی بروز می کند .

تصور از خود نشان دهنده باور کودک نسبت به خودش است . تعریفی که کودکان از خود دارند ، به ما نشان

آیا کودکان کم شنوا برای یادگیری گفتار به لبخوانی نیاز دارند؟

لبخوانی عبارت است از درک گفتار از طریق نگاه کردن به لبها و حرکات فک،زبان و دندانها. در لبخوانی حالهت چهره و حالات بدنی نیز در انتقال معانی نقش دارند. اگر چه ممکن است کودکان کم شنوا بتوانند زبان را از طریق لبخوانی درک کنند،اما فراگیری کامل زبان از طریق لبخوانی صرف امکان پذیر نیست. تنها 33درصد آواهای گفتاری روی لتها قابل مشاهده است. اگر گوینده هنگام صحبت کردن از حداقل حرکات لب استفاده کند، در این حالت فردی که به لبخوانی وابسته است، تقریبا هیچگونه اطلاعاتی برای فهم موضوع به دست نمی آورد. در واقع تنها زمانی که مهارت شنوایی به لبخوانی اضافه شود ،شنونده میتواند معنی کامل پیام را درک کند. بسیاری ازآواهای گفتاری روی لب مشابه یکدیگر به نظر میرسند.حرکت لبها هنگام تولید همخوانهایی نظیر /م/،/پ/ و/ب/ یکسان است. به همین دلیل تشخیص کلماتی نظیر /مور/،/پور/ و/بور/ از یکدیگر به راحتی امکان پذیر نیست.آواهایی که در وسط دهان تولید میشوند(نظیر /ل/ و/ن/) نیز روی لبها مشابه به نظر می رسند.تنها تعداد کمی از آواها(مثل /ن/،/ه/،/س/،/ک/)قابل مشاهده و تمایز از یکدیگر هستند.معمولا هنگام صحبت وضعیت قرارگیری زبان قابل مشاهده نیست. به همین دلیل واکه های نزدیک به هم به راحتی اشتباه میشوند.ویژگی واکداری/بی واکی در همخوانهای زوج (مثل پ/ب،د/ت،ک/گ)نیز قابل مشاهده نیستند.بیشتر همخوانهای انتهایی نیز روی لبها قابل تشخیص نیستند.هنگام صحبت کردن، به دلید تولید پشت سرهم آواها (هم تولیدی)،لبخوانی دشوارتز میشود.بنابراین کودکانی که برای یادگیری زبان تنها به بینایی متکی هستند،به راحتی خسته و ناتوان میشوند.رفتار این کودکان در کلاس تغیر میکندو این امر روی پیشرفت درسی آنها تاثیر میگذارد.

نکته مهم این است که تنها با استفاده از حس شنوایی است که میتوان به تمامی ویژگیهای گفتار دسترسی پیدا کرد.با استفاده از تبخوانی نمیتوان ویژگیهای زبر زنجیری گفتار نظیر زیر و بمی، شدت، دیرش وریتم را دریافت کرد.لبخوانی هیچگونه اطلاعاتی در مورد ویژگیهای نوایی(آهنگ و ریتم) گفتار فراهم نمیکند. این امر به نوبه خود باعث میشود تا کودک هنگام بیان یک گفته از تنفس مناسب برخوردار نباشد. ویژگیهای نوایی مهمترین بخش هر زبان است،زیرا اطلاعاتی در مورد ساختار جمله منتقل میکند که وجود آنها برای درک معنی و مفهوم پیام الزامی است.

امروزه پیشرفت فناوری های شنوایی باعث شده تا تعداد زیادی از کودکان کم شنوا بتوانند از سمعک برای دستیابی به تمامی فرکانس های گفتاری استفاده کنند و از طریق آن گوش دادن و صحبت کردن را بیاموزند . کودکانی هم که از طریق سمعک دسترسی کامل به طیف گفتار نداشته باشند ، می توانند با استفاده از کاشت حلزون و یک برنامه توانبخشی جامع ، گفتار را از طریق گوش دادن یاد بگیرند .

موثرترین راه برای رشد گفتار کودکان ، استفاده از شنوایی است . کودکان شنوا در سال های اول زندگی با گوش دادن به صدای مادر و بعدها با گوش دادن به صدای دیگران ، نحوه برقراری ارتباط را یادمی گیرند . کودکان کم شنوا نیز در صورت استفاده از فناوری شنوایی مطلوب و درمان مناسب ، می توانند مراحل طبیعی رشد زبان را مشابه کودکان شنوا طی کنند .

 

آیا می توان از روش شنوایی – کلامی همراه با دیگر روش ها استفاده کرد؟

رویکرد شنوایی – کلامی به دلیل تاکید بر استفاده از شنوایی به عنوان مسیر حسی اولیه برای رشد گفتار و برقراری ارتباط ، از روش های دیگر متمایز است . شنوایی ، بینایی و لامسه ، سه حسی هستند که کودک از طریق آن ها اطلاعات پیرامون را جمع آوری می کند . از آنجا که گفتار اساس آکوستیکی دارد ، حس شنوایی کارامدترین و موثرترین مسیر حسی برای رشد اولیه مهارت های عملکردی گفتار است . فناوری های اخیر (سمعک های قابل برنامه ریزی قوی و پروتزهای کاشت حلزون چند کاناله ) باعث شده است کودکان کم شنوا نسبت به گذشته دسترسی بیشتری به اطلاعات شنوایی داشته باشند . ( در روش شنوایی – کلامی ، کودک از شنوایی ( باقی مانده شنوایی تقویت شده یا تحریک الکتریکی کاشت حلزون ) به عنوان حس فعال استفاده می کند، به طوری که گوش دادن به صورت خودکار در می آید . با استفاده از مهارت های فعال گوش دادن ، شنوایی جزئی از زندگی روزمره کودک می شود .

هدف اصلی روش شنوایی – کلامی این است که درمانگران والدین و پرستاران ، فرصت هایی را برای کودک کم شنوا فراهم کنند تا حداکثر استفاده را از باقی مانده شنوایی خود داشته باشد . انتظار درمانگران روش شنوایی – کلامی این است که کودک در تمام طول روز و تمامی لحظه ها در حال گوش کردن باشد . در این حالت یادگیری کودک از محیط پیرامون از طریق گوش دادن انجام می گیرد .

در برخی از روش ها کودک کم شنوا به اطلاعات بینایی وابسته است و تنها از لب خوانی ، حرکات بدن ، اشارات دست ، یا زبان اشاره برای برقراری ارتباط استفاده می کند . بسیاری از کودکان کم شنوا طوری آموزش دیده اند که از حواس بینایی و لامسه خود به جای باقی مانده شنوایی استفاده می کنند . اما یادگیری گفتار از طریق تقلید بینایی به عنوان ورودی حسی اولیه ، محدودیت های متعددی دارد . وقتی که تاکید زیادی روی دیدن وجود داشته باشد ، توجه کودک کاهش می یابد و او نمی تواند به تمامی حنبه های سیگنال ورودی توجه کند .

در روش شنوایی – کلامی از نقش ورودی های بینایی و لامسه ای صرقنظر نمی شود . بلکه تنها زمانی از راهبردهای بینایی و لامسه ای استفاده می شود که کودک فرصت پردازش صدا از طریق شنوایی را پیدا کرده باشد . پس از استفاده از ورودی های بینایی و لامسه ای ، مجددا صدا از راه شنوایی اریه می شود .

برخی از مطالعات نشان داده است کودکانی که از روش ها شنوایی – محور استفاده می کنند گفتار بهتری دارن . هنوز بزای بعضی از خانواده ها ، گزینه انتخابی برای آموزش کودکان کم شنوا ، مسیر بینایی است . اما این خانواده ها باید از احتمال کاهش وضوح گفتار کودک در این موارد آگاه شوند .

خانواده ای که روش شنوایی – کلامی را برای کودک خود ( پیش دبستانی یا کوچکتر ) انتخاب می کنند از آنها خواسته می شود تا دیگر هیچ حا از زبان اشاره استفاده نکتتد . همچنین آن ها را تشویق به استفاده از حرکات طبیعی بدن که افراد دیگر در ارتباط با کودک به کار می برند ، می کنند . در ابتدا ، این امر ممکن است برای برخی والدین دشوار به نظر برسد . به آن ها یادآوری می شود که صبور باشند و آنها را متقاعد می کنند که در استفاده از روش ارتباطی جدید خود ، تا حد ممکن محکم و استوار باشتد .

در جلسه شنوایی – کلتمی ودر ارتباط های اولیه ، کودک در استفاده از زبان اشاره که قبلا یاد گرفته منع

نمی شود ، اما به اشارات کودک تنها با گفتار پاسخ داده می شود . از والدین می خواهند که در طول روز ، آنچه را که کودک با اشاره بیان می کند ، به صورت کلامی بیان کنند و سپس پاسخ مناسب را به او بدهند . برای نمونه ، اگر کودک به کیک اشاره کند ، به والدین پیشنهاد می شود که بگویند << تو کیک می خوای ؟ کیک تو اینجاست >> . در هفته های اول که کودک شروع به گوش دادن می کند ، کودک را تشویق به صداسازی کرده و تا کلمات یا عبارات را به صورت کلامی بیان کند . بدین ترتیب تکنیک تعمیم دادن با استفاده از الگو سازی و با بهره گیری از تکنیک علامت دست و دیگر تکنیک های مختلف شنوایی – کلامی اجرا می شود . به تجربه ، که روش خود را از ارتباط کلی به شنوایی – کلامی تغییر می دهند ، دیگر از زبان اشاره به صورت خود به هودی استفاده نمی کنند که معمولا این امر از دوهفته تا چند ماه به طول می انجامد .

درمانگران شنوایی – کلامی برای کودکانی که به روش شنوایی – کلامی روی می آورند ، معمولا از زبان اشاره ( برتی وضوح بیشتر مفاهیم ) استفاده نمی کنند .

والدین باید با استفاده از راهنمایی های درمانگر شنوایی – کلامی ، خستگی ارتباطی را به حداقل برسانند . این امر با به کارگیری راهبردهای کم کردن نویز زمینه ای و ایجاد یک محیط شنیداری مطلوب صورت می گیرد . والدین و درمانگر می توانند با استفاده از فعالیت های متناسب با سن و رشد کودک ، موفقیت کار را بیشتر کنند .

اگر والدین روش شنوایی – کلامی را انتخاب می کنند ، باید به فلسفه آن متعهد بوده ودر تمام ابعاد زندگی آن را به کار ببرند . بدیهی است که تعهد نیم بند را نیز به دنبال خواهد داشت . اگر والدین می خواهند توانایی کودک خود در روش شنوایی – کلامی را به حداکثر برسانند ، باید اصول آن را در تمام طول روز و در تمام فعالیت ها به کار ببرند .

اهمیت مشارکت والدین در روش شنوایی – کلامی

با انتخاب برنامه درمانی شنوایی – کلامی از جانب والدین ، مسئولیت بزرگی در مورد پیشرفت کودک ، بر عهده آنها قرار می گیرد . والدین می آموزند که باید از هر تجربه ای به عنوان یک فرصت زبانی استفاده کنند و دیگران را نیز تشویق به انجام چنین رفتارهایی نمایند . در این روند والدین مسئول راهبری برنامه کودک خود بوده و در مورد اودیوگرام ، تقویت صوتی ، تولید آواها و رشد مهارت های زبانی ، آموزش های لازم را دریافت می کنند . والدین ، اصلی ترین حامی کودک محسوب شده و به دیگران می آموزند که کودک آن ها <<می تواند >> . چنین والدینی انتظار دارند که ک.دکشان در دنیای شنواها زندگی کرده و کم شنوایی ، کمترین تاثیر ممکن را بر زندگی اجتماعی وی بگذارد .

والدین یاد می گیرند که این فعالیت ها را در تمامی موقعیت های زندگی روزمره نیز به کار برند تا کودک تبدیل به یک شنونده فعال شود .

والدین باید رفتارهای کودک خود را مدیریت کنند . این کار در مورد کودکان کم شنوا اغلب دشوارتر از کودکان شنوا است ، چون والدین دقیقا نمی دانند که درک واقعی فرزند آن ها چقدر است و نمی خواهند زندگی وی را سخت تر از آنچه هست ، نمایند .

در روش شنوایی – کلامی والدین می آموزند که از تمامی اتفاقات روزمره زندگی به عنوان یک فعالیت گوش دادن استفاده کنند . والدین نباید هیچ فرصتی را برای جلب توجه کودک نسبت به صداها از دست دهند و باید سعی کنند که به سرعت معانی را به صداها متصل نمایند . توقع والدین از کودک باید بالا باشد و نتیجه چنین فعالیت هایی ، کودکی است که علیرغم کم شنوایی ،قادر به گوش دادن است .

در این روش والدین می آموزند که چگونه اولین الگوهای زبانی فرزندشان باشند .

والدین می آموزند که در فرایند طولانی قرار دارند و دریافت سمعک ، اولین گام این فرایند محسوب می شود . یادگیری مهارت گوش دادن و صحبت کردن ، مسیری طولانی است که ناهمواری های متعددی به همراه دارد . والدین ، حامی معلم و مدیر فرزند خود هستند و تلاش می کنند از هر فرصتی برای یادگیری زبان استفاده کنند . در نهایت ، نتیجه چنین تلاشی ، فرزندی است که می تواند گوش بدهد و صحبت کند .

در روش شنوایی – کلامی ، خانه تبدیل به کلاس آموزشی می شود و کنجکاوی و نیازهای کودک در منزل ، موجبات یتدگیری طبیعی او را فراهم می آورند .

توماس آرمسترانگ در کتاب << نبوغ کودک خود را بیدار کنید >> می نویسد : 95 درصد یادگیری کودک در زندگی ، در منزل اتفاق می افتد . اکثر یادگیری های مهم کودک به شکل ضمنی و اتفاقی صورت می گیرد .

یادگیری زبانی کودکان حین فعالیت های عادی روزمره مانند صحبن کردن ، گوش دادن ، بازی کردن ، آواز خواندن و غیره صورت می گیرد . والدین می توانند از طریق راهنمایی های درمانگر ، این یادگیری در منزل را به شکل موثری تسهیل کنند.

والدین با جلب توجه کودک نسبت به صداها و صحبت کردن در مورد وقایع روزمره ، الگوهای ارتباطی موثری برای فرزندشان محسوب می شوند .

برای تلفیق مهارت شنوایی با شخصیت کودک ، تمامی افرادی که به نحوی در زندگی کودک نقش دارند ، باید عضوی از تیم درمان محسوب شوند .

خدمات دیگر علاوه بر خدمات شنوایی – کلامی به کودک      

در روش شنوایی کلامی ، اعتقاد بر این است که اگر تعامل معنی داری توام با حس آرامش و حمایت میان والدین با کودک فراهم باشد ، یادگیری زبان ساده تر رخ می دهد . در جلسات درمانی والدین فعالیت های زیر را مشاهده کرده و فعالانه در آن ها شرکت می کنند :

·        تکنیک های الگوسازی برای تحریک گفتار ، زبان و فعالیت های ارتباطی در منزل

·        طراحی راهبردهای خاص به منظور تلفیق مهارت های گوش دادن ، گفتار ، زبان و ارتباطی در فعالیتها و تجربیات روزمره

·        مشارکت در فرآیند درمان

·        ارایه اطلاعات لازم به درمانگر در مورد علایق و توانایی های کودک

·        تفسیر معنای ارتباطات اولیه کودک

·        طرح تکنیک های کنترل و مدیریت رفتاری مناسب

·        ثبت مراحل پیشرفت کودک و بحث در مورد آن ها

·        تفسیر اهداف کوتاه مدت و بلند مدت

·        افزایش اطمینان در ارتباط بین والد و کودک

·        تصمیم گیری های آگاهانه

·        حمایت از حقوق کودک

 

درمان شنوایی – کلامی ، ماهیتی تشخیصی دارد . در این روش والدین به عنوان عضوی از تیم درمان

می آموزند که چگونه تصمیمات منطقی برای کودک خود بگیرند . درمانگر نیز به والدین می آموزد که پیشرفت کودک خود را به صورت مداوم و غیر رسمی ارزیابی کنند . ضمنا درمانگر با توجه به گزینه های آموزشی مختلف ، کاشت حلزون ، مسایل حمایتی و سایر خدمات ، به والدین اطلاعات مفیدی می دهد و در تصمیم گیری به آن ها کمک می کند .

درحقیقت بسیاری از فعالیت های عادی زندگی مانند بیدار شدن از خواب ، صبحانه خوردن ، لباس پوشیدن و ... می تواند به عنوان یک فعالیت درمانی تلقی شود . در ابتدا والدین فعالیت ها نگاه درمانی ندارند ولی وقتی اهداف درمانی به تمامی جنبه های زندگی کودک راه یابد ، مهارت گوس دادن جزئی از شخصیت کودک می شود . والدین خیلی زود متوجه می شوند که برقراری ارتباط با مدارس پیش ذبستانی برای کودک بسیار مفید است . با نظارت معلمین والدین برای ورود کودک به سیستم آموزشی مدارس آماده می شوند.

مدارس نیز باید در مورد نیازهای ویژه کودکان کم شنوا آگاهی پیدا کنند تا بتوانند در بهترین حالت ممکن ، اموزش ها را ارایه نمایند .

وقتی کودک 0وارد مدرسه شد از جانب معلم ویژه کم شنوایان نیز حمایت می شود . نقش اصلی این معلم ، برقراری ارتباط بین خانه و مدرسه است . در نتیجه ، یک معلم رابط می تواتد برنامه ریزی آموزشی کودک را بر اساس نیازهای او بر عهده گیرد . این معلمین ، علاوه بر اهداف اصلی درمان شنوایی – کلامی ، می توانند دروس مدرسه را نیز در جلسات هفتگی با کودک کار کنند .

این شکل از حمایت برای والدینی که تمایل به مشارکت بالا در یادگیری کودکشان دارند ، بسیار مناسب است . معلم می تواند به شکل مرتب گزارش پیشرفت و عملکرد کودک در مهارت های مختلف را به والدین کودک بدهد.

برای تعیین خدماتی که کودک دریافت می کند والدین باید بدانند که همیشه < بیشتر بودن به معنی بهتر بودن > نیست . در درمان شنوایی – کلامی والدین باید مدیریت روند درمان کودک خود را برعهده بگیرند . ارتباط قوی بین والدین و کودک ، آنها را در بهترین موقعیت قرار داده و به عنوان اولین معلم زبان ، امکان رشد کودک و مشارکت فعال او در خانواده و جامعه را فراهم می کند .

والدین چه زمانی باید توانبخشی شنوایی را شروع کنند ؟ کودک چه زمانی شروع به صحبت کردن می کند ؟ اولین کاری که والدین باید انجام دهند چیست ؟ تا زمانی که کودک صحبت کردن را فرا نگرفته است ، والدین چگونه می توانند با او ارتباط برقرار کنند ؟   

پاسخ به این سوالات به چند عامل بستگی دارد : این که توانایی کودک در شنیدن مکالمات گفتاری یا سمعک یا کاشت حلزون به چه صورتی است ، سلامت دستگاه عصبی او چگونه است و والدین کودک که باید الگوهای گفتاری مناسبی برای او باشند ، چگونه هستند . تحت این شرایط کودک به تدریج زبان را می آموزد و قادر به صحبت کردن می شود ، درست شبیه کودکانی که از شنوایی طبیعی برخوردارند .

این امر به ویژه در مورد کودکان خردسالی که تاخیر زبانی اندکی در آغاز برنامه دارند ، بیشتر صدق می کند . مطالعات بر روی رشد گفتار و زبان کودک نشان داده که کودک هنجار پس از تقریبا یک سال شنیدن ، قادر به صحبت کردن می شود . بنابراین در مورد کودک کم شنوا نیز نباید انتظار داشت که زودتر از یک سال بعد از شروع برنامه شنوایی – کلامی ، بتواند صحبت کند . در این میان ، برخی کودکان زودتر صحبت کرده و برخی دیرتر به حرف می افتند .

حال اگر سن کودک کمی بیشتر باشد ، زمان صحبت کردن وی به سن تقریبی و سن شنوایی اش بستگی دارد . سن شنوایی ، از زمان شروع استفاده سمعک یا کاشت حلزون محاسبه می شود . هر قدر تفاوت بین سن تقویمی و سن شنوایی بیشتر باشد ، کودک دیرتر شروع به صحبت می کند .

بنابراین ، بهتر است تا حد امکان برنامه شنوایی – کلامی زودتر آغاز شود . هرقدر کودک زودتر از وسیله کمک شنوایی خود استفاده کند ، یادگیری زبان وصحبت کردن نیز سریعتر رخ می دهد . حتی اگر کودک وسیله کمک شنوایی ( سمعک ، کاشت حلزون ) نداشته باشد ، بهتر است برنامه شنوایی – کلامی را زودتر آغاز کند ، زیرا تمرینات این برنامه موجب می شود تا زمان تطبیق کودک با سمعک یا کاشت حلزون تسریع شود .

والدین باید صحبت کردن با کودک ( صرفنظر از سن ) را به خاطر وجود کم شنوایی متوقف نکنند . در واقع والدین باید همان گونه که قبل از آگاهی از کم شنوایی کودک با او بازی و مکالمه می کردند ، پس از تشخیص نیز به همان کار ادامه دهند . حتی اگر کودک کم شنوا نتواند صدای والدین را بشنود ، همچنان قادر به دریافت زبان بدنی والدین خواهد بود . والدین باید در فاصله نزدیک ، با لحنی طبیعی و شدت متعادل ، مستقیما در مقابل گوش کودک صحبت کنند . اگر کودک از سمعک یا کاشت حلزون استفاده می کند ، بهتر است در فاصله حدود 15 سانتی متری از میکروفون صحبت شود . با رعایت این فاصله واضه ترین و شفاف ترین صدای ممکن به کودک می رسد .

والدین باید کودک خود را تشویق کنند که به آواسازی های آنها گوش دهد . گاهی تکرار آواسازی کودک توسط والدین ، برای کودک بسیار جذاب است و او را تشویق به ادامه صداسازی می کند . تکرارهای معنادار والدین ، همراه با توسعه آواسازی ها و هدفمند کردن آنها ، می تواند کلمات جدبد را به کودک آموزش دهد . صدای واضح و محبت آمیز می تواند معنای آنچه کودک تجربه می کند را منتقل کند .

والدین باید نوعی الگوی  ( طرحواره ) شنیداری شنوایی در کودک خود ایجاد کنند . آنها باید مکررا کودک خود را در معرض اصوات زبانی و محیطی مختلف قرار دهند و کودک را به صداسازی و قان و قون تشویق نمایند . قان و قون ، یکی از مراحل رشد هنجار گفتار است . در مرحله بعد ، کودک با کلمات نامفهوم سعی در بیان کلمات می کند . در نهایت ، گفتار بی معنی کودک کمتر شده و وب قادر به بیان کلمات واقعی و صحبت کردن می شود .

برای تکمیل درمان شنوایی – کلامی چه مدت زمان لازم است ؟  

قبل از آنکه جلسات درمانی شنوایی – کلامی آغاز شود ، مهارت های زبانی پایه کودک توسط آزمون هایی که روی کودکان طبیعی هنجار یابی شده اند ، مورد ارزیتبی قرار می گیرد . این امر برای مقایسه رشد زبان کودک با سایر کودکان عادی انجام می گیرد . مهارت های زبانی کودکان عادی ، مبنایی برای تعیین سطح زبانی کودک کم شنوا و پیشرفت های وی در طی درمان است . بنابراین ، با ارزیابی اولیه در شروع برنامه ، مهارت های زبان متناسب با سن کودک در دوجنبه زبان دریافتی و زبان بیانی تعیین می شود .

معمولا هر قدر سن تشخیص کم شنوا یی بالاتر باشد ، میزان تاخیر زبانی نیز بیشتر است . برای نمونه ، در یک کودک 3-2  ساله کم شنوا ، ممکن است مهارت های زبانی در سطح یک کودک 8-0 ماهه باشد .

وقفه زبانی چیست ؟

وقفه زبانی عبارت است از اختلاف بین سن تقویمی کودک با سن مهارت های زبانی اش که در آزمون های اولیه به دست آمده است . معمولا کودکان پیش دبستانی که برنامه های شنوایی – کلامی را شروع می کنند ، نسبت به سن تقویمی خود ، سن زبانی بسیار کمتری دارند . از طریق مداخله جامع شنوایی – کلامی ، تلاش می شود تا حد امکان این وقفه زبانی جبران گردد . رشد مهارت های زبانی کودک باید تا حدی پیشرفت کند که از لحاظ عملکردی ، متناسب با همسالان شنوای خود شود . یکی از اهداف مهم درمان شنوایی – کلامی ، توانا ساختن کودک برای غلبه بر اثرات معلولیت زای تاخیر زبانی است .

در تدامه برنامه نیز ، حداقل سالی یک بار مهارت های ارتبتطی کودک مورد ارزیابی قرار می گیرد . این ارزیابی های سالیانه چندین هدف عمده دارد که اصلی ترین آنها ، بررسی پیشرفت گفتار و زبان کودک است . اگر در آزمون اولیه وقفه زبانی مشاهده شود ، تلاش می شود تا حد امکان این فاصله بین سن زبانی و تقویمی کاهش یابد تا در نهایت ، کودک به سطح زبانی متناسب با همسالان هنجار خود برسد .

تحقیقات نشان داده اگر عامل غیر منتظره ای در درمان دخالت نکند ، کودکانی که آموزش شنوایی – کلامی می بینند ، طی 12 ماه ، معادل 12 ماه رشد زبانی دارند . البته با در نظر گرفتن برخی عوامل مداخله گر ، ممکن است این سرعت پیشرفت تغییر نماید . دو عامل مهم در این بین ، سن کودک و نیز سن شروع شنیدن کودک یعنی زمانی که وسیله کمک شنوایی را دریافت کرده است ، می باشد . اگر سن کودک بالا باشد و دوران بحرانی زبان آموزی را با کم شنوایی طی کرده باشد ، مطمئنا روند پیشرفت کندتری را نشان خواهد داد . ضمن این که اگر تقویت مناسب از طریق سمعک یا کاشت حلزون به کودک ارایه شود و وی قادر به دریافت واضح گفتار نباشد ، باز هم روند پیشرفت تحت تاثیر قرار می گیرد .

ضمنا ، نباید از نقش بسیار کلیدی و مهم والدین غافل شد . برخی والدین زمانی کمتر از نیم ساعت را در روز به تمرین با کودک خود اختصاص می دهند ، در حالی که برخی والدین دیگر ، ساعت های متوالی مشغول آموزش کودک و تمرین با او هستند .

تحقیقات نشان داده کودکان طبیعی تا سن 4 سالگی ، مبانی دستور زبان بزرگسالان را فرا می گیرند و فقط برخی جنبه های پیچیده زبانی هستند که تا 7 سالگی آموخته می شوند. بنابراین می توان انتظار داشت کودکی که در سن 5/4 – 4 سالگی است بتواند زبان جامعه خود را درک کرده و به راحتی صحبت نماید . ضمنا می توان انتظار داشت کودک 3 – 2 ساله ای که حداقل 4 سال تحت آموزش های شنوایی – کلامی بوده است ، حداقل مهارت های زبانی لازم برای ورود به کلاس اول را کسب نموده باشد . بنابراین ، تا زمانی که نتایج آزمون های شنوایی – کلامی ، دستیابی به این سطح از مهارت زبانی را نشان نداده اند ، باید درمان شنوایی – کلامی ادامه پیدا کند.

آیا در برنامه شنوایی – کلامی ، کودک فقط گوش دادن را می آموزد ، یا این که صحبت کردن را نیز فرا می گیرد ؟  

قاعده اصلی این روش ، آموزش هر کودک برای به حداکثر رسانیدن بهره مندی از باقی مانده شنوایی اش است . وقتی سمعک مناسبی در اختیار کودک قرار می گیرد و وی بتواند از باقی مانده شنوایی اش استفاده کند ، آنگاه رویکرد شنوایی – کلامی ، از 3 عامل استفاده کرده و کودک را به سطح گفتاری و زبانی متناسب با سن وی می رساند تا در نهایت بتواند در جامعه عادی تلفیق شده و ارتباط برقرار کند . این 3 عامل عبارتند از : یادگیری گوش دادن ، درک ورودی های شنوایی و صحبت کردن به زبان هدف .

یکی دیگر از اجزای اصلی روش شنوایی – کلامی ، تبعیت از روند طبیعی رشد هنجار است .

گوش دادن

نوزاد طبیعی ، بیشتر ساعات بیداری خود را مشغول گوش دادن است . نوزاد ، در سه ماهگی شروع به تقلید صداهایی که شنیده است می کند .در حدود 6 ماهگی ، کودک صداها را با هم ترکیب کرده می تواند قان و قون می کند . مطالعات نشان داده این تمرینات آوایی کودک ، فقط شامل صداهایی است که از والدین خود شنیده است. بنابراین ، قان و قون کودکی که در آفریقا متولد شده با کودکی که در آلمان به دنیا آمده است ، تفاوت دارد . اما باید پرسید چه عاملی موجب بروز این تفاوت ها در سنین بسیار پایین می شود ؟ پاسخ به این سوال در این نکته نهفته است که کودک آنجه شنیده است را تقلید می کند .

بنابراین ، گوش دادن ، مبنای ایجاد درک و بیان است . البته باید متذکر شد که مهارت گوش دادن ، فقط بخش ابتدایی درمان شنوایی – کلامی را تشکیل می دهد .

صحبت کردن

 حتی کودک شنوا نیز تا حدود یک سالگی صحبت نمی کند . معمولا اولین واژه کودک در سنسن 15-9 ماهگی بیان می شود و قبل از آن ، مهارت های لازم برای تولید اولین واژه کسب شده اند . تا آن زمان کودک مدت زیادی را صرف گوش دادن به گفتار اطرافیان و تقلید صدای آنها نموده است . ضمن این که با گوش دادن به اصوات تولیدی خود ، توانسته آنچه تولید می کند را با آنچه می شنود هماهنگ نماید . این مکانیسم را حلقه فیدبک شنوایی می نامند .

در روش شنوایی – کلامی نیز سعی می شود تا همین الگو رعایت شود . کودک می آموزد که از طریق وسیله کمک شنوایی خود به صداها گوش داده و صداهایی را که می شنود ، تمرین کند . تقلید صداهای شنیده شده ، همراه با کنترل صدای خود ، موجب می شود تا هماهنگی مناسبی بین شنیده ها و کلام ایجاد شود . در چنین فرایندی ، کودک باید به تمرینات خود ادامه دها تا به شاخص های رشد گفتار زبان متناسب با همسالان شنوای خود دست یابد .

کودک عادی ، یک کار مهم دیگر طی 6 تا 9 ماه اول زندگی انجام می دهد : برقراری ارتباط معنایی با کلماتی که شنیده است . این کار همان درک شنوایی است . اگر کودکی بخواهد صحبت کند ، باید قادر باشد آنچه دیگران می گویند را درک کند و معنای آن را به واژه های شنیده شده ربط دهد . کودک خیلی زود نام خود را یاد می گیرد و متوجه می شود این واژه به نام او اشاره دارد و باید به شنیدن آن توجه کند . کودک می تواند معنای واژه هایی را که برایش اهمیت شخصی دارند ، متوجه شود . آنها درک کلمات و جملات ابتدایی نظیر ( بیا بغل ) و (بده ) را آغاز می کنند ، زیرا از این طریق می توانند به آنچه می خواهند ، دست پیدا کنند . تمامی این اتفاقات ، یعنی یادگیری زبان دریافتی ، به این دلیل رخ می دهد که کودک قادر است دایما به صحبت های دیگران گوش داده و معنای را به واژه ها ارتباط دهد .

کودکان کم شنوا نیز باید بتوانند آنچه را می شنوند ، با معنایش مرتبط کنند . این کار با تمرینات شنوایی – کلامی و تعاملات روزمره والدین با کودک در منزل ، رخ می دهد . فرایند درک زبان ، الگویی سلسله وار دارد و تمامی کودکان در سنین خاص از مراحل مشابهی عبور می کنند . درمانگر به خانواده این اطمینان را می دهد که کودک کم شنوا نیز قادر خواهد بود به همان مراحل رشدی که همسالان شنوای او رسیدهاند ، دست پیدا کند . توجه به حافظه شنوایی کودک و آموزش مفاهیم و عبارات پیچیده نیز از دیگر نکاتی هستند که درمانگر شنوایی – کلامی به آن توجه می کند . کودک به آهستگی شروع به درک زبان می کند ، منتهی دستیابی به این هدف نیازمند آرامش ، شکیبایی ، صرف زمان و توجه از جانب والدین و درمانگر است . 

کودک عادی قبل از این که صحبت کند ، 9 ماه تا یک سال یا حتی بیشتر ، به صداها گوش می کند . با وجود آن که تلفظ کلمات ابتدایی ناقص است ، ام معمولا والدین متوجه معنای این شکل از صداسازی کودک می شوند و در مقابل به گفته های کودک ، معنایی را مرتبط می کنند . در این حالت ، یک چرخه ارتباطی شکل می گیرد که در آن هم والدین و هم کودک ، به کلام شنیده شده توجه معنادار نشان می دهند و بدین طریق مکالمات شکل می گیرد .

از آنجایی که در فرایند شنوایی – کلامی از الگوی مراحل هنجار رشد زبان دریافتی و بیانی استفاده می شود ، کودک کم شنوا نیز دقیقا همان مراحلی را که یک کودک عادی طی می کند ، خواهد گذراند . در رویکرد شنوایی – کلامی ، کودک نه تنها گوش دادن و صحبت کردن را می آموزد ، بلکه قادر به تفکر و درک نیز می شود .

اگر والدین روش شنوایی – کلامی را برای کودک خود انتخاب کنند ، آیا ملزم به استفاده از زبان رایج جامعه هستند ؟

در یادگیری هر زبانی ، نکته مهم فراهم نمودن محیطی غنی از تحریکات زبانی است تا کودک در معرض آنها قرار گرفته و زبان را به شکل ضمنی یاد گیرد . در حقیقت ، بخش وسیعی از یادگیری کودک به واسطه شنوایی ضمنی و تصادفی او رخ می دهد . کودکان کم شنوا و ناشنوایی که در روش آموزش شنوایی – کلامی وارد می شوند ، یاد می گیرند که با استفاده از سمعک یا کاشت حلزون خود ، حداکثر استفاده را از باقی مانده شنوایی شان داشته باشند . در این روش معمولا توصیه می شود که از ارایه دو زبان هم زمان به کودک خودداری شود و والدین از صحبت کردن به زبانی دیگر با یکدیگر یا سایر اعضای خانواده در حضور کودک اجتناب کنند . اگر این کار انجام شود ، کودک در معرض اتفاقی هر دو زبان قرار می گیرد و یادگیری زبان برای وی بسیار دشوار می شود .

اگر بخواهیم کودک پیشرفت مطلوبی داشته باشد و به سمت مدارس تلفیقی سوق داده شود ، باید برای زبانی که در آموزش وی انتخاب می کنیم ، اهمیت زیادی قایل شویم . از آنجایی که کودک کم شنوا در مدارس تلفیقی با موانعی چون نویز زمینه یا مشکلات اکوستیکی دیگر روبرو می شود که ذاتا مسئله ساز هستند ، بنابراین باید نیازهای او به نحو مقتضی برآورده شود .

در حالتی که والدین و درمانگر هر دو به یک زبان مشترک صحبت می کنند ، این مشکلات آموزشی  کمتر است. در هر حال ارایه هم زمان دو زبان توصیه نمی شود .

یکی از مهمترین اهداف روش شنوایی – کلامی ، کسب مهارت های ارتباطی کافی و حضور کودک در جامعه است . بنابراین تصمیم گیری در مورد برانی که باید اول به کودک آموخته شود ، مستلزم بررسی موارد متعددی است .

 

می دهد که آنها چه احساسی نسبت به این دنیا دارند . والدین و مربیان ابتدا باید باور کنند که کودک کم شنوا می تواند بشنود ، سپس تجربیات شنوایی او را به صورت معناداری رشد و توسعه دهند.

    منبع:کتاب۵۰ پرسش روش شنیداری کلامی                               

[ شنبه چهاردهم فروردین 1389 ] [ 9:17 بعد از ظهر ] [ مجرد-ذوالحسني ]

[ ]



مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ،